275مىدهند و از زوار پذيرايى مىكنند. بيشتر ساكنين محل غير سيدند! سادات كه عموماً در اطراف و دهات به سر مىبرند، وضع زنندهاى دارند؛ گاه بيگاه، روز و شب، دسته دسته وارد منازل مىشوند و با نسبنامههايى كه به دست دارند، با سماجت مطالبۀ خمس مىنمايند؛ آنچه ما ديديم بيشتر جوان و قوى بودند پير و ضعيف كمتر ديده مىشود! اين وضع، شيعيان و ايرانيان را متأثر مىنمود.
آقاى مرعشى كه از جوانان كارى و فعال اهل علمند، پيشنهاد نمود كه براى سادات نخاوله نقشهاى بايد كشيد. آقاى حاج ابريشمچى و بعضى ديگر ايرانيان هم اين پيشنهاد را پسنديدند تا شايد كمك به سادات، به صورت آبرومند و ثابتى درآيد.
با مرحوم حاج يسد محمدتقى طالقانى مذاكره كرديم، آن مرحوم مىگفت: اينها و چند نفرى كه رؤساى اينها هستند، به اينكار تن در نمىدهند. من به اينها پيشنهاد كردم كه مقابل آنچه از اين راه از زوار مىگيرند، من بطور مستمر ساليانه به آنها مىدهم تا در خانهها براى سؤال نروند ولى نپذيرفتند!
دربارۀ قبور ائمه در بقيع، كه شهرت يافت دولت سعودى اجازه ساختن سايهبان داده، سؤال كردم، ايشان شرحى بيان كردند كه موجب تأثر شد.
گفتند: پس از آن كه به وسيلۀ مذاكرات در اينجا و كراچى و ايران، توجه پادشاه و وليعهد براى ساختن سايهبانى كه زوار زير آفتاب نباشند، جلب شد، ما خواستيم بدون تظاهرات اين كار انجام شود ليكن