274هر چه هى مىزد شتر به دور خود مىگشت و پيش نمىرفت! فرياد مىزد: كوچ كنيد. برخيزيد.
من خود را گرم و چابك مىديدم و به وضع درهم و برهم و رسواى آنها مىنگريستم. كسى به كسى نبود. جامهها به سر كشيدند و بار و بنه سبك را برداشته كوچ نمودند! من نيز برگشتم رسول خدا - ص - را خبر دادم:
«اذكروا نعمۀ الله عليكم اذ جائتكم جنود فأرسنا عليهم ريحا وجنوداً لم تروها. . .»
پس از اين شكست جنگى و سياسى و بادى! ديگر اجتماعى براى كفر پيش نيامد و مدينه مورد حمله نگرديد.
اين مسجد فتح كه ما در اين شبِ تاريك در آن ايستاده و اطراف آن را، در شعاع نور ستارگان، مىنگريم، به ياد آن روز و آن فتح بزرگ است؛ چند مسجد ديگر در نزديكى اين مسجد، به نام مسجد على و مسجد فاطمه و بنام ديگر صحابه بالاى مرتفعات سنگى برپاست كه گويا به ياد همين فتح و نجات مسلمانان ساخته شده است.
در تاريكى شب، ميان سنگلاخ، در هر يك از اين مساجد نماز گزارديم و به منزل بازگشتيم.
وضعيت شيعيان مدينه
شيعيان نخاوله زندگى رقتآورى دارند و بيشتر مردمان عفيفى هستند كه به باغدارى و كشاورزى مشغولند و با دسترنج خود روزى به دست مىآورند. در ايام حج هم خانههاى خود را به شيعيان اجاره