276ناگهان آقاى سيدالعراقين به عنوان نمايندۀ آيت الله كاشف الغطاء در مدينه پيدا شد و شروع به تظاهر نمود! آن روزى كه با جمعى به قبرستان بقيع رفتيم، عملهها را وادار كرد كه بيل و كلنگ به دست بگيرند و خود نيز كلنگى به دست گرفت و عكاس شروع به عكسبردارى نمود. من از انجام اين مقصود مأيوس شدم! بعد از اين تظاهر روزنامههاى سعودى به علماى شيعه، دربارۀاين عمل، حمله و توهين نمودند و نوشتند:
بىخود علماى شيعه براى اين كار تلاش مىكنند؛ زيرا كه تعمير قبول مخالف كتاب و سنت و سيره صحابه است (اين روزنامهها را بما نشان دادند) و ما نخواهيم گذارد كه چنين كارى صورت گيرد!
سپس آن مرحوم گفت: من هنوز مأيوس نيستم؛ چون شخص ابن سود گفته، اجازۀ اين امور با علماى وهابى است، اگر علماى شيعه با علماى وهابى بحث كنند و آنها را قانع نمايند، هر رأيى كه دادند من اجرا مىكنم.
آن مرحوم با همت و پشتكارى كه داشت، مىخواست اين كار عملى گردد و دعوتى از علماى شيعه بشود، و با من دربارۀ انتخاب علما مشورت مىنمود! و براى آبرومندى شيعه در آنجا، تصميم داشت حسينيۀ محلۀ نخاوله را توسعه دهد و تشكيلات تربيتى براى شيعه فراهم سازد. حضرتآيت الله بروجردى هم از هر مساعدتى دريغ نمىفرمود، متأسفانه تقدير خداوند او را در جوار اجدادش به خاك برد و اين آرزوها متوقف شد. اميد است كه زحمات آن مرحوم به