169در چاه زمزم پنهان كردند و چاه را نيز از خاك پركرده، بصورت زمين هموارى درآوردند و رفته رفته مكان آن فراموش گرديد. 1
حفر زمزم به دست عبدالمطلب
پس از جرهميان، قبيلۀ خزاعه روى كار آمدند و زمزم همچنان ناشناخته باقى مانده بود، عبدالمطّلب بن هاشم اين افتخار را يافت تا بار ديگر زمزم را شناسايى و حفر كند. در تاريخ آمده است: كسى در خواب به عبدالمطّلب گفت: زمزم را، كه اندوختۀ نهانى شيخالأنبياء ابراهيم خليل است، حفر نمايد، عبدالمطّلب بيدار شد و از خدا خواست تا موضوع را براى وى روشن فرمايد. بار ديگر شخصى را در خواب ديد كه به او مىگويد: «زمزم را كنار لانۀ مورچگان، و آنجا كه كلاغى نوك بر زمين مىزند حفر كن.»
عبدالمطّلب برخاست و به مسجد رفت و آنجا نشست تا نشانههايى را كه براى او نام برده شده بود، ببيند. در اين هنگام، ميان دو بت «إساف» و «نائله» كلاغى را ديد كه نوك بر زمين مىزند و در كنار آن نيز لانۀ مورچگان قرار دارد، عبدالمطّلب بيل و كلنگ برداشت تا چاه را حفر كند، بتپرستان آمده، گفتند: ما در اين مكان براى بتهاى خود قربانى مىكنيم و اجازه نخواهيم داد چاهى حفر نمايى! برخى قريشيان عبدالمطلب و فرزندش حارث - كه در آن زمان تنها فرزند او بود - را مسخره كرده، از ادامه كار باز مىداشتند، جمعى ديگر نيز از او دفاع كرده، مردم را از آزار مانع مىشدند. عبدالمطلب با اظهار اين سخن، كه «من مأمورم» به كار خود ادامه داد. وقتى سنگچين چاه