87الف - داستان اصحاب كهف:
اين داستان به هجرت نمودن از مراكز كفر و ظلم، هنگام ترس از فتنه در دين و پناه بردن به خدا در جايى ديگر، مسلمانان را راهنمايى مىكرد. در يكى از آيات اين داستان آمده است كه:
«وآنگاه كه از آنها و خدايانشان عُزلت گزيديد، به كهف پناهنده شويد تا خدا از رحمت خويش بر شما فروفرستد و راه چارهاى در كارتان فراهم سازد.» 1
ب - داستان خضر و موسى عليهما السلام :
پيام اين داستان اين است كه جريان امور و نتايج آن همواره به ظواهر نيست و چه بسا برخلاف ظاهر امر خواهد بود و اين اشارهاى لطيف و ضمنى است بر اين جنگى كه عليه مسلمانان بهپا شده و در آيندۀ نزديك به كلّى اوضاع دگرگون خواهد شد و اين ضعيفان تحت ستم، به زودى شاهد پيروزى بر دشمن خواهند بود.
ج - داستان ذىالقرنين:
داستان بيانگر اين حقيقت است كه زمين متعلّق به خدا است و آن را به هريك از بندگان مؤمنش كه خود بخواهد به ارث مىدهد و رستگارى هميشه بدرقۀ راه انسانى است كه به خدا مؤمن باشد و خدا همواره از بندگان خود كسانى را مىگمارد كه به يارى ضعفا - در برابر «يأجوج و مأجوجهاى» زمان - قيام كنند و شايستهترين افراد به وراثت زمين، همانا بندگان صالح خدا هستند.
پس از اين آمادهسازىِ غيرمستقيم براى هجرت، سورۀ زُمَر نازل شد كه به صراحت سخن از هجرت به ميان آورد و در پارهاى آيات متذكر شد كه زمين خدا گسترده است و تنگ نيست:
قُلْ يٰا عِبٰادِ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّكُمْ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هٰذِهِ الدُّنْيٰا حَسَنَةٌ