86اما مؤمنان آنها اين سرنوشت را به حكمت خداوندى مربوط مىدانستند.
آرى حكمتى كه خداوند مقرر داشته و هرچه بَلا سختتر شود، ايمان نيز قوىتر گردد و اين گروهِ مؤمنِ تحت شكنجه، هر اندازه عذاب و محنت و رنج بيشتر ببينند، در رويارويى با سختىهاى آينده نيرومندتر خواهند شد. و هرچه كه سختى در پيش روىشان باشد، به سختى و شكنجۀ آنان (مشركان) نمىرسد، خداوند آنها را براى خود برگزيد و به اسلام سبقت گرفتند، آنها پايههاى استوارى بودند كه اسلام در دولت جديد خود بر آنها پى افكنده شد؛ آنها با قدرت روحى وايمانى، دولت اسلام را قدرت و هيبتى بخشيدند تا دولتها را به و حشت افكند كه از توطئه برضد مسلمانان، نوميد گردند.
فاطمۀ زهرا عليها السلام مىبيند پدرش مصطفى صلى الله عليه و آله را كه براى مستضعفان دعاى خير مىكند و او نيز دعاى خير مىكند و از خدا مىخواهد كه پيامبر و مسلمانان را از شرّ مشركان در امان بدارد و دشمنان را نوميد و دلهايشان را از رُعْب و وحشت آكنده سازد.
هجرت به حبشه و جدايى زهرا و رقيه
آغاز سركوبى مسلمانان، در اواسط يا اواخر سال چهارم بعثت بود، وقتى كه عمرِ زهرا عليها السلام به نيمۀ سال هشتم يا نزديك به نُه سالگى رسيده بود. در اواسط سال پنجم بعثت، سركوبىها شدت گرفت تا آنجا كه مكه بر مسلمانان تنگ آمد و بر اثر محنت و رنج به اين فكر افتادند كه وسيلهاى براى نجات خود از اين عذابِ دردناك پيدا كنند.
در چنين وضعيتى آيات سورۀ كهف نازل شد و پرسشهايى را كه مشركان براى پيامبر صلى الله عليه و آله مطرح كرده بودند، پاسخ مىداد. اين سوره، بر سه داستان مشتمل بود و هر يك نكتهها و اشاراتى را دربرداشت كه خداوند متعال براى بندگانش فروفرستاده بود. [ اين داستانها عبارتند از:]