59ازدواج مىكرد و چون از ده سال مىگذشت، ديگر كسى جرأت نمىكرد به آن خانواده نزديك شود، مگر آنكه داراى نسب شريف و معروف به مروّت و فضل مىبود! خديجه ده ساله بود كه «عتيق» پسر عابدبن عبداللّٰه مخزومى به خواستگارى او آمد و حاصل آن ازدواج فرزندى به نام عبداللّٰه بود. طولى نكشيد عتيق درگذشت و هند بن زرارة بن نباش تميمى با او ازدواج كرد و دو پسر به نامهاى هند و حارث ويك دختر به نام زينب آورد.
هنگامى كه از خديجه و خاندان و نزديكانش سخن مىگوييم، مىبينيم كه در تاريخ نام هر يك به نيكى ياد شده و همگى در شجاعت و اخلاق شهره بودند.
حكيمبن حِزام پسر برادر خديجه، از ثروتمندان بزرگ بود، ورقةبن نوفل نيز يكى از پسر عموهاى خديجه بود؛ ايندو در زندگى حضرت خديجه نقش مؤثّرى داشتند. حكيم در خانۀ كعبه زاده شد! 1 و مردى خردمند، صاحب نظر، فرزانه و بخشنده و كم نظير بود.
او پانزده ساله بود كه به دارالندوه راه يافت، در حالى كه مردان كمتر از چهل سال را در اين مجلس مشورتى نمىپذيرفتند؛ اين دليل خردمندى و سلامت فكر و استحكام رأى او بود. همواره ابوسفيان غبطه مىخورد كه چرا به پايۀ عقل و خرد حكيم نمىرسد و آرزو مىكرد چنان جايگاهى داشته باشد.
حكيم، فكر و فعاليت خود را در تجارت نيز به كار برد و كاروانهاى او به اطراف جزيرةالعرب گسيل مىشدند و سود فراوان و مال بسيارى مىآوردند كه آن را به فقراى مكّه و ميهمانان انفاق مىكرد و نتيجۀ آن بركتِ بيشتر مال او و محبّت و جذب قلوب مردم بود.
او به عمّهاش خديجه علاقمند بود و همواره به خانهاش مىرفت و در كارها با او به مشورت مىپرداخت. امّا ورقةبن نوفل پسر عموى خديجه، آن بزرگمردى كه در تربيت روحى خديجه، در جاهليت و پيش از ازدواج با پيامبر صلى الله عليه و آله تأثير فراوان داشت، مردى بود زاهد و وارسته كه زندگى را در تفكّر در آيات خدا و بندگى پروردگار مىگذراند و اوقات