60خود را به خواندن تورات و انجيل مصروف مىداشت و از اين دو كتاب مطالبى نقل مىكرد و به غور مىپرداخت تا اوصاف پيامآور اسلام را كه تورات و انجيل و برخى كتب ديگر بشارت داده بودند، به دست آورد. او با بسيارى از راهبان و اهل كتاب همنشين بود و از آنها نيز اوصاف پيامبر موعود را مىشنيد و تلاش مىكرد قبل از مردن، پيامبر صلى الله عليه و آله را درك كند؛ بهويژه پس از آنكه فهميده بود او از فرزندان اسماعيل، فرزند ابراهيم عليهما السلام است.
ورقة بن نوفل از آلودگى شرك و بتپرستى رويگردان بود و به خداى يكتا، آفرينندۀ هستى ايمان داشت و نيز به حساب، پاداش، بهشت و دوزخ، مؤمن بود.
وى شاعرى بود با احساسات لطيف، بزرگمنش و با دلى لبريز از محبّت به مردم؛ بدين جهت مردم به او انس و علاقه داشتند و هرگاه به مجلسى مىگذشت، وى را خوشآمد مىگفتند و مشتاق بودند كه بيشتر با او همصحبت باشند، ليكن او تنهايى و بندۀ خدا بودن را ترجيح مىداد.
آرى، خديجه اين دو عنصر شايسته را برگزيده بود. حكيم بن حِزام، پسر برادرش كه در تجارت و توانگرى و خردمندى سرآمد بود و ورقه كه الگوى عبادت و تفكر بود و خديجه به گفتۀ او ايمان عميق داشت و بسيار مىشد كه خاطرههاى معنوى، كه ثمرۀ روح بلند و عقل سليم و انديشه هدفمند او بود، با وى در ميان مىگذاشت و بسيار از خدا و آيات و نشانههايش مىپرسيد و در بارۀ ثواب و عقاب و بهشت و دوزخ و ارزش عمل صالح و انفاق به فقرا و مستمندان و كمك به نيازمندان از وى پرسشهايى مىكرد.
ورقه با صفاى نفس و لطافت روح، آنچه را كه در درون دختر عمويش مىگذشت احساس مىكرد و بدور از شائبههاى دنيوى، به پرسشهايش پاسخ مىداد و از تجارب و آموختههاى خود او را بهرهمند مىساخت كه اينها در حياتِ دينىِ خديجه تأثير داشت. از اينرو به هيچ يك از بتها سر تسليم فرود نياورد و براى آنها نذر يا قربانى نكرد.
حضرت خديجه در ميان مردم مكه، به ويژه قريش، منش و سلوك آبرومندانهاى