250مىدهد و اين در همه شؤون دين مورد تأكيد است تا چه رسد به مسألهاى چون محبّت اهلبيت كه به عنوان يك عنصرِ جوهرى مطرح است و سرسلسلۀ اهلبيت طاهرين اين بانوى بزرگوار و با جلالت و مطهّر است. شك نيست كه تمام هدايت به اين است كه دوستداران اين خاندان به قرآن كريم و سنّت پاك بنگرند و بر آنچه از سيّد ما حضرت محمد صلى الله عليه و آله به تواتر رسيده و جانشينان و ثقات نقل كردهاند، پافشارى كنند و حق و باطل را تميز دهند و امور را از مصادر مورد وثوق كه اهل علم و فضل آوردهاند، اخذ كنند و به دروغ تكيه نكنند؛ خواه از طريق خطا باشد و يا درست ضبط نشده باشد. به هر حال بايد بر حدودِ شرعِ حنيف واقف باشند و خود را و فهم خود را از لغزش مصون دارند.
يكى از مصاديق خطر شايد اين باشد كه برخى مردم، ميان آنچه از نصوص و آثار فهميده مىشود يا به صِرفِ قياس و اعتبار به دست مىآيد، تميز نداده و به ظن و غلط تكيه كرده و از هواى نَفس در عرصۀ عمل پيروى كنند؛ اينها از مصاديق اين آيهاند: إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ مٰا تَهْوَى الْأَنْفُسُ وَ لَقَدْ جٰاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدىٰ
حال به مطلب ديگرى مىپردازيم كه آن مسؤوليت كسانى است كه به اهلبيت و به اين سيدۀ جليلۀ فاضله، فاطمه زهرا عليها السلام و مادرش خديجه كبرى انتساب دارند. كسى كه به اين شرافت نايل آمده و نهال اين بوستان نبوى - و وابسته به آقاى ما محمد صلى الله عليه و آله و اشرف انبيا و مرسلين - است، بر او مسؤوليتها و تكاليفى است و در همين حال كه از امتيازات و مُحَسَّناتِ انتساب به اهلبيت، برخوردار است مسؤوليتهاى بزرگ دارد، كه اهمّ آنها توجه به اين است كه جز به حق خود را به اهلبيت منتسب نكند؛ چراكه شرف انتساب عظيم است و تزوير در اين انتساب پرتگاهِ خطرِ مهمى است و بعلاوه اينكه در اخلاق و اعمال بايد پيامبر صلى الله عليه و آله را سرمشق و اسوۀ حسنه قرار دهد. نخستين تكليف اين ذريۀ طاهره اين است كه بدانند كه در برابر آن پيشواى بزرگ مسؤوليت دارند؛ زيرا آنها به اين مسؤوليت سزاوارتر از ديگراناند و بايد به آن اسوۀ حسنه و خاندان گرامى او تأسّى جويند. به اين جهت، خاندانِ پيغمبر موظفاند فرزندان خود را پيرو اين اسوۀ كريمه تربيت كنند و بر كتاب خدا و سنت نبوى پايدار باشند. قرآن را با خشوع و تدبّر عميق بخوانند و در عمل تَجَسُّم بخشند و اخلاقِ خجستۀ قرآنى را پيشه سازند تا اينكه از اسوۀ