134را به فاطمه مىدهى؟!» 1 على عليه السلام شتابان رفت و زره را آورد، پيامبر به او فرمودند: «زره را بفروشد و با پول آن جهيزيه عروسى را فراهم سازد.» 2
عثمان بن عفان، آن زره را خريد به مبلغ «چهارصد و هفتاد درهم» و على عليه السلام پول را گرفت و نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آورد. حضرت با دست مبارك آن پول را گرفتند و به بلال دادند كه با مقدارى از آن عطر و گلاب خريدارى كند.
در روايت ديگر است كه على عليه السلام خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله عرضه داشت، در پاسخ پيامبر كه پرسيدند: «چه دارى؟» گفت: جز زره و شمشير و شترِ آب كش چيزى ندارم.» و پيامبر فرمود: «امّا شمشيرت را كه بدان احتياج دارى تا در راه خدا با آن جهاد كنى و امّا شتر آبكش را براى تأمين آب و آذوقه و حمل ونقل نياز دارى ولى به بهاى زرهات، فاطمه را به تو تزويج كردم.»
در«انسابالاشراف»بلاذرىآمدهاست:على عليه السلام شترىداشت وكالايىكهآنرا فروخت كه پولِ آن چهارصد و هشتاد درهم و يا چهارصد درهم شد و پيامبر دستور داد دو ثلث آن را براى خريد عطر بگذارد و ثلث ديگر را براى كالاى مورد نياز و على چنين كرد.
اين بود جريان خواستگارى فاطمه دختر رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله ، بانوى هاشمى قرشى و اين بود مهريّۀ فاطمۀ زهرا عليها السلام ، زره جنگى. و بدينگونه خداوند توفيق همسرىِ فاطمه عليها السلام را به آن جوانِ شجاع، قهرمانِ دانا و پاك و پاكيزه عنايت فرمود.
چهار چيز در خواستگارى يك زن مدّ نظر قرار مىگيرد: «جمال، مال، شخصيت، دين» آنكس كه به همسرى با ايمان دست يابد، به تمام ايدهها و آرزوهاى ديگر نايل آيد؛ همسرى مرد را نيز به خاطر دين و اخلاقش مىتوان پذيرفت، پس هرگاه خواستگارى آمد كه دين و اخلاق او قابل قبول باشد، با مهريّهاى مناسب بپذير و او را رد مكن. و از تحميل كردن آن جوان به چيزى كه در توان ندارد بپرهيز! داستان ازدواج على عليه السلام و زهرا عليها السلام مثالى است كه حضرت مصطفى صلى الله عليه و آله براى ما مىآورد تا در طول روزگار و براى عصرها درس عبرت باشد. با ازدواج عزيزترين دختران و محبوبترين آنها نزد پيامبر؛