135يعنى فاطمۀ زهرا سيّدۀ زنان عالم عليها السلام پدرش رسول خدا صلى الله عليه و آله با آن جوان چگونه آغاز سخن مىكند و از دل او سخن مىگويد و مشكل اين وضعيّتِ خاص را آسان مىسازد، پدر براى دختر همسرى كفو و مناسب برمىگزيند، ابوبكر و عمر را به خوبى رد مىكند، آنها نيز خشمگين نمىشوند و به على پيشنهاد مىدهند او به خواستگارى برود. و فاطمه عليها السلام با آن جلالت شأن و عظمتِ منزلت و تربيتِ ويژۀ الهى، زره را به عنوان مهريّه مىپذيرد و ازدواج تمام مىشود.
روايات در تاريخ اين خواستگارى و ازدواج، مختلف است امّا عمدۀ منابع [ اهل سنّت] متّفقاند كه زهرا هجدهساله بود. 1 هر گاه بپذيريم كه آن حضرت در سال بناى كعبه، پنج سال قبل از بعثت متولد شده و پيامبر سيزده سال از دوران رسالت خود را در مكّه سپرى كردهاند، ازدواج فاطمه عليها السلام سال دوّم هجرى خواهد بود. امّا زمان خواستگارى نيز مورد اختلاف است.
برخى گفتهاند: در ماه رجب قبل از ورود به مدينه بوده و برخى پنج ماه پس از ورود به مدينه را نقل كردهاند. در هر حال دو ماه پس از جنگ بدر ازدواج صورت گرفت. 2
نكتۀ شايان تأمّل در اينجا، موضوع مشورت پيامبر صلى الله عليه و آله با دخترش فاطمه عليها السلام و جلب موافقت او است! آيا آن حضرت از دختر خود در اين خصوص اذن گرفتند يا خود به اين امر اقدام فرمودند؟ ظاهر امر اين است كه رسول خدا با فاطمه در اين خصوص مشورت كرده باشد؛ زيرا حضرتش ازدواج دختران را بدون اجازۀ آنها رد مىكرد، حال چگونه ممكن است در اين مورد خلاف آن را عمل نموده باشند! همانگونه كه در مسند احمد حنبل آمده عادت پيامبر صلى الله عليه و آله در ازدواج دختران خويش اين بود كه به آنها مىگفتند: «فلان كس از تو ياد كرده است.» پس اگر سكوت مىكرد، آن را نشانۀ رضا دانسته و ازدواج را صورت مىدادند و اگر ابراز مخالف مىكرد، اقدام نمىكردند.