875مىداند كه البته ايشان، حجت خدا بر خلق هستند و حكم دروازهاى را دارند كه (براى كسب معرفت) از آن در بايد وارد شد، 1 پس مىتواند طعم حقيقى «زيارت» را از اعماق وجود بچشد.
در حقيقت، از زبان معصومين عليهم السلام ، ثواب زيارت مشروط به همين عرفان است:
«عرف بِحقّه وَ حُرْمته وَ وِلايَتِه»؛ 2 زاير بايد به حق امام و حرمت و احترام او و ولايتى كه دارد، معرفت داشته باشد. جالب اينجاست كه شرط اصلى و ناگسستنى كسب ثواب زيارت، همين شناخت حقّ امام امت است و زاير حقيقى، كسى است كه با شناخت بر حق امام و اداى اين حق، به زيارت امام خويش برود و نتيجۀ چنين زيارت با معرفتى، آثار تربيتى و سازندۀ آن است كه باعث كمال و رشد انسان خواهد بود.
بنابراين اگر سنخيت روحى ميان زاير و مزور باشد و انسان، شيعۀ حقيقى امام خود باشد، در هنگام زيارت و ديدار، شاهد جذبههاى روحى و معنوى خواهد بود.
اما اگر زاير با امام خويش سنخيت روحى و معنوى نداشته باشد، هنگام ديدار، قوۀ دافعه ايجاد مىشود. ائمۀ طاهرين عليهم السلام محبوب حقيقى خداوند و غايت آفرينش هستند و ديدار آنان، لازمۀ كمال روحى انسان است و هر چه انسان بتواند خود را به امام نزديكتر كند، حب خدا و قرب پروردگار و عشق به جمال حق در وجودش شعلهورتر مىگردد. در حقيقت شدت و ضعف اين ارتباط مانند شدت و ضعف نور است، هر چه انسان بتواند خود را به اين ستارههاى درخشان نزديكتر نمايد، از نور وجود آنان بيشتر بهرهمند مىگردد. البته اين نزديكى و قرب بايد در هر دو جنبۀ نظرى و عملى (قول و فعل) باشد و آنقدر كه عمل و رفتار، معيار شيعه بودن و محبت واقعى است، زبان و گفتار، نمىتواند گوياى عشق به ولايت باشد.
امام، جامع كلام تكوين و تدوين، واجد كتاب حقيقت و شريعت و شامل نشئۀ