837همان نفس است و بدن امرى عاريتى و به قول متكلمان، حكم مركب نفس را دارد. با اينكه بدن امرى است فانى و بىبقا؛ اما نفس، امرى است باقى كه فنايى در آن نيست». 1
تمامى تعاليم انبيا و امامان معصوم عليهم السلام نيز در جهت پرورش و به كمال رساندن قواى نفس آدمى و به ظهور رساندن توانايىهاى نهفتۀ در آن بوده و لذا همين نفس آدمى داراى قدر و منزلتى است كه نمىتوان در اين عالم، همتايى براى آن يافت.
چنانكه در تعبيرى از حضرت صادق عليه السلام نقل شده كه فرموده است: أثامن بالنفس النفيسة ربّها و ليس لها فى الخلق كلّهم ثمن 2
من ثمن قرار مىدهم با اين نفس بسيار پر ارزش، خداى او را. در همۀ مخلوقات خدا موجودى پيدا نمىشود كه ارزش آن برابر با نفس باشد.
زيارت؛ ظهور ميل فطرى نفس
از آنجا كه فطرت عبارت است از ويژگىهاى آفرينشى و تكوينى وجود انسان كه با حيات عقلانى او هماهنگ است، بدين جهت ملاك تعالى و تكامل انسان به شمار مىرود و با معيارهاى حيات طبيعى و غريزى انسان قابل توجيه نيست؛ از اين رو فطريات از نوعى قداست برخوردارند و جنبۀ ارزشى دارند. بر اساس تمايلات فطرى، انسان حقايق متعالى را دوست داشته و به آنها گرايش دارد و احساس يا ميل به زيبايى دوستى، حقيقتجويى، خيرخواهى و يا ميل قدسى برجستهترين تمايلات عالى انسانى به شمار مىروند.
ميل به ديدار و زيارت خداى تعالى نيز به عنوان يكى از مصاديق نياز به يك امر مقدس و مفهوم قدسى و شايستۀ پرستش و تعظيم بشر به شمار مىرود كه در تاريخ انسانى همواره وجود داشته است. به گونهاى كه به نظر و عقيدۀ برخى از دينپژوهان، اعتقاد به امر مقدس، عنصر مشترك اديان است و چنين اعتقادى حتى در اديان بدوى