802اين مرحله، ملامت و نااميدى همسفر تنهايىهاى انسان است، لذتجويى هر چه بيشتر باشد، نتيجهاى جز انهدام اميد، زندگى و اخلاق در پى ندارد. پوچى، بىمعنايى و يأس مرحلۀ زيبايى شناختى، فرد را به پيشرفت به سوى مرحلۀ اخلاقى سوق مىدهد.
2. مرحلۀ اخلاقى كه اين مرحله يك مرحلۀ تصميم و تعهد راسخ است. در اين عمل انتخاب است كه خود واقعى و اصيل يافت مىشود، زيرا به واسطۀ اراده و تعهد است كه خود از قيد فوريت زندگى زيباشناختى آزاد مىشود.
تصميم، بدون قيد و شرط كه بر اساس آن خود يكپارچگى و وحدتش را كشف مىكند، مبتنى بر آگاهى است. انتخابهاى اصيل همراه با باطن، شور، تنش و احساس ايجاد مىشوند. شور درونى، معيار انتخاب حقيقى است، و آن راه را براى يك انتخاب باز مىكند. باطن انتخاب مستلزم خودشناسى، خودالتزامى، نيل به اصالت و خود واقعى است. حكم سقراطى؛ يعنى «خود را بشناس» را بايد به «خود را انتخاب كن» برگرداند. از طريق اين تمايلات درونى در انتخاب خود، يك خود واقعى با كليت يكپارچه، يافت مىشود. شخصيت يكپارچه همبستگى وحدتاش را در خاطره و اميد پيدا مىكند، در حالى كه ضمير ناخوش از گذشته و آينده بيزار است. بيگانگى نسبت به گذشته حاكى از اختلال در حافظه است و بيگانگى نسبت به آينده منعكسكنندۀ نااميدى است. اميد به آينده با از دست دادن حافظه، يعنى با ضمير بيگانه از بين مىرود. در حين تصميم، تعهد و گرفتارى، خود، گذشته را با آينده يكى مىكند. يكپارچگى خودش را به شكل يك كل يكپارچه بنياد مىنهد.
3. مرحلۀ دينى مميز اصلى باطن زندگى دينى، ايمان و رنج است. مراحل روند زندگى به دست آمدن خود است؛ در نتيجه خود، بيشتر از اينكه ارائهدهندۀ طبيعت انسان باشد، يك محصول است. زيرا شخص قبل از اينكه خود را كسب كند بايد وجود داشته باشد. احياى علايق دينى، قدرت خلاقهاى به فرد خواهد داد؛ مشروط بر