798مىپردازند، حسّ وظيفهشناسى، قلّت حسد و شرارت و حُسن نيكى و خيرخواهى به ديگران خوانده مىشود. نيايش، خصايل خود را با علامات بسيار مشخص و منحصر به فردى نشان مىدهد: صفاى دل، متانت رفتار، انبساط خاطر، شادى بىدغدغه، چهرۀ پر از يقين، استعداد هدايت، آمادگى براى پذيرش حق و راضى بودن به رضاى پروردگار». 1
ايمان به خدا و نيايش و راز و نياز با او به انسان اميد و توان مىدهد و انسان احساس مىكند به پناهگاه مطمئن و با قدرتى بىنهايت متكى است. از اينرو، احساس نشاط و توانمندى مىكند و اگر اين ارتباط با آن منبع عظمت و رحمت قطع باشد، احساس دلتنگى و نگرانى در او ايجاد مىشود و به بيمارىهاى روانى گرفتار مىآيد. به اين حقيقت روانشناسان و روانكاوان بزرگى همچون يونگ، اريك فروم، ويليام جيمز و ديگران اشاره كردهاند و ايمان به خدا و دعا را اساس آرامش و سلامت روان مىدانند.
دعا انسان را به معرفت خدا كه برترين سرمايههاست دعوت مىكند و باعث مىشود كه خود را نيازمند او ببيند و در برابرش خضوع كند و از مركب غرور كه سرچشمۀ انواع بدبختىهاست فرود آيد. از سوى ديگر همۀ نعمتها را از او ببيند و به او عشق ورزد و رابطۀ عاطفى او از اين طريق با ساحت مقدس الهى محكمتر گردد.
از طرفى چون خود را نيازمند او و مرهون نعمتهاى او مىبيند، موظف به اطاعت از خواست او مىشود. دعا به انسان اعتماد به نفس مىبخشد و وى را از نااميدى دور مىكند و به تلاش و كوشش بيشتر وا مىدارد.
به راستى وقتى انسان توجه خود را يكسره معطوف به درگاه الهى مىكند و روى به ساحت مقدس او مىآورد، همچون آيينهاى كه در برابر تابش آفتاب قرار گيرد، انوار فيوضات الهى را به تناسب استعداد و آمادگى خود دريافت مىكند و آثار آن را