761اينك به توضيح دو تكنيك فوق و اثرات دعا در مؤثر بودن آن مىپردازيم:
1. فرار
ذهن فرد نمىتواند در عين حال و در يك زمان واحد به دو موضوع بپردازد. هر گاه كه يك موضوع وارد ذهن مىشود، موضوع ديگر اولويت خود را از دست داده و كم رنگ مىگردد. در اين تكنيك، به افراد آموزش داده مىشود كه لحظات آسيبپذيرى خود را پيدا كنند. لحظات آسيبپذيرى، لحظاتى هستند كه افكار و خودگويىهاى ناخوشايند و نااميد كننده به سراغ فرد مىآيند و خُلق او را پايين مىآورند. هر كسى با دقت برخود (كه اصطلاحاً به آن پاييدن خود مىگويند) مىتواند متوجه شود كه در چه زمانهايى بيشترين آسيبپذيرى را دارد و ذهن او مورد تاخت و تاز افكار يا خودگويىهاى ناخوشايند قرار مىگيرد. البته لحظات آسيبپذيرى افراد، با يكديگر متفاوت است. بعضى از افراد، شبها كه به رختخواب مىروند (فاصلۀ زمانى بين ورود به رختخواب و خوابيدن)، بعضى ديگر هنگام تنهايى، بعضى صبحها هنگام بيدار شدن از خواب، برخى ديگر نيمههاى شب و... آسيبپذير هستند. به هر حال هر كسى بايستى لحظه (يا لحظههاى) آسيبپذيرى خود را شناسايى و ثبت كند.
بعد از آن، لازم است كه از تكنيك فرار استفاده كند. در تكنيك فرار همانطور كه گفته شد، فرد سعى مىكند فكر و يا خود گويىهاى ديگرى را جايگزين فكر و خودگويى آزارنده نمايد. 1 مثلاً به يك شىء (مثل جارو برقى) فكر كند و اجزاى آن را در ذهن خود به خاطر آورد. يا اينكه نقشۀ يك محل (خيابانها، كوچهها و...) را در ذهن خود مرور نمايد. اين كار باعث مىشود كه ذهن فرد از موضوع آزارنده فرار كند.
اگر چه با اين روش، موضوع آزارنده (مخصوصاً اگر آن موضوع يك موضوع واقعى باشد) حل نمىشود، اما به هر حال يك آرامش در فرد ايجاد مىگردد تا بعدها بتواند به