694قوى، پايدار، هدفمند و جهتدار ميل به تعالى و تكامل و خودانگيختۀ فرآيند تحقق خود را تسهيل نموده و شوق پيوستن به مبدأ حيات را امكانپذير مىنمايد، حال بدون انقلاب درونى و پويايى و حركتى اصيل و مبتنى بر مبناى اعتقادى واصل شدن به چنين مقام و منزلت عظيمى امكانپذير مىنماياند. مولانا در مثنوى شريف مىفرمايند: تازه كن ايمان، نه از گفت زبان
قدر مسلّم است كه مقصود از تكاپو و حركت به جلو، مبدل ساختن دنياى درونى ناپخته و خام به دنياى پالايش شده و تصفيه يافته و واصل شدن به هدف والاى زندگى، يعنى شركت در آهنگ كل هستى وابسته به كمال برين است و آن عبارت است از قرار گرفتن در جاذبۀ ربوبى و تصفيۀ روح از آلودگىهاى حيوانى و رذايل اخلاقى، انجام تكاليف مقرر شده توسط پيامبران الهى و تسليم دستورات سازندۀ وجدان برين و تغيير دادن «من مجازى» به «من حقيقى» 1 كه همۀ حركات و سكنات جسمى و روانى آدمى را در مسير عبادت به جريان مىاندازد، از آن هنگام آگاهى حقيقى به لزوم شركت در آهنگ كل هستى به وجود مىآيد و ارادۀ حركت براى اين شركت شكل مىگيرد، ورود به هدف اعلاى زندگى آغاز شده است.
انسان براى دست يافتن به كمال مطلوب، پختگى، بالندگى، تعهد و مسئوليت عميقى در قبال خود و جهان هستى مىطلبد تا انگيزۀ قوى، اراده، جهاد و مبارزۀ خستگىناپذير را سبب شود، باشد 2 كه جستوجوگر چراها باشيم كه در فرا راهمان قرار گرفته، و دنياى وجودى خود را احاطه كرده است. اين تكاپو از چنان عظمت و منزلتى برخوردار است كه زيستن آدمى را جهتدار و هدفمند كرده، بودن در جهان