681شخص با ديدن يا شنيدن كلمه معانى كه در حافظه دارد به ياد مىآورد. با خواندن يا شنيدن دعا، به طور خودكار معانى كلمات به كار رفته شده در دعا، در حافظۀ شخص فعال مىشوند. به عبارت بهتر مىتوان گفت: ماشه چكانى فعالسازى معانى نزديك و مرتبط با كلمه مىباشد (دانبار، 1984). همچنين ماشه چكانى مىتواند مفاهيم و مطالبى را كه از نظر معنايى با چندين مفهوم در ارتباط هستند فعال كند.
هنگامى كه شخص دعايى را مىخواند يا مىشنود برخورد با نخستين واژه، ماشۀ شمارۀ يك ناميده مىشود و محركى كه در پى ماشه پديد مىآيد، آماج 1 مىباشد. به طور كلى مقصد فرايند فعالسازى ماشه چكانى، مفهومى است كه تحت تأثير ماشه مىباشد. همچنين ماشهها مقدم بر آماجها هستند. به عبارت ديگر، هنگامى كه شخص دعا خواند (يا مىشنود)، به طور خودكار فرايند دسترسى به معناى كلمه آغاز مىشود (نيلى، 1977).
از سوى ديگر، رابطۀ بين فرايند ماشه چكانى و دسترسى آن به اطلاعات ذخيره شده در حافظه نيز بديهى است، اينكه شخص هنگام خواندن دعا با كلمات روبهرو مىشود كه با فرايند ماشه چكانى كلمات، خاطرات، و رويدادهايى از حافظه فراخوانده مىشوند و شخص آن را بهياد مىآورد. براساس فرايند ماشه چكانى است كه شخص در هنگام خواندن كلمات و جملات در زيارت عاشورا رويداد عاشورا، نحوۀ شهادت امام حسين عليه السلام ، شجاعت ياران آن حضرت و... از حافظۀ بلندمدت فراخوانده مىشود و شخص آن را به ياد مىآورد. اين نحوۀ ارتباط ماشه چكانى و حافظۀ بلندمدت در پژوهشهاى مختلف (مورتن، 1979؛ براون و همكاران، 1991؛ لوگان، 1990؛ جاكوبى، 1981) تأييد شده است.
از آنجا كه خواندن دعا، بهويژه در مكانهاى مقدس و زيارتگاهها، زنجيرهاى از مفاهيم، باورها و رويدادهاى نگهدارى شده در حافظۀ بلندمدت شخص را