680اغلب وضع آرام و بدون فعاليت هستند. اين فعالسازى فرايند بازيابى و فرايند دستيابى به معانى مفاهيم محسوب مىشود. از سوى ديگر، فعال سازى در سراسر شبكه گذرگاههاى ذخيرۀ اطلاعات گسترش مىيابد. يكبار كه يك مفهوم فعال شد به ديگر مفاهيمى كه با آن مفهوم نخست مربوط است گسترش مىيابد. براين اساس فعالسازى در يك گره مفهوم شروع مىشود و بعد از آن گسترش يافتن در سراسر شبكه آغاز مىگردد (كولينز، 1975).
طبق اين الگو مفاهيم مذهبى نظير، خداوند، پيامبر، رحمت، عدالت، مذهب و... به صورت گره در يك شبكۀ گسترده با يكديگر در ارتباط مىباشند. روند فعالسازى هنگامى كه شخص به خواندن يا شنيدن دعا مىپردازد براى هر يك از كلماتى كه مىخواند يا مىشنود آغاز مىگردد. به طور كلى فعالسازى گسترش يابنده هرگاه يك مفهوم در حافظۀ معنايى فعال مىشود، راهاندازى خواهد شد. بنابر اين هنگامى كه دو مفهوم فعال مىشوند، در آنجا به طور همزمان دو فعالسازى گسترش يابنده (براى هر گره مفهوم) صورت مىگيرد. براساس فرايند فعالسازى گسترش يابنده هنگامى كه شخص مثلاً دعاى فرج امام زمان (عج) را مىخواند، فعالسازى مفاهيمى چون، ظهور، غايب، حكومت، عدالت، نيمه شعبان، تعجيل، ... آغاز مىگردد. اين شبكه براساس اطلاعاتى كه شخص در زندگى خود از راههاى مختلف (مطالعۀ كتاب، تماشاى فيلم، سخنرانىها...) كسب مىكند، مىتواند گستردهتر شود. طبق اين الگو، با بالاترين ارتباط معنايى بين مفاهيم، شخص سريعتر قادر است كه ارتباط بين آنها را دريابد. به عبارت ديگر، مفاهيمى كه بيشتر با يكديگر مربوط هستند در مقايسه با مفاهيمى كه از ميزان پايينترى از ارتباط برخوردارند، مىتوان به سرعت مورد توجه قرار داد (هامپتون، 1984).
در فرايند فعالسازى، نقش ماشه چكانى 1 از اهميت برخوردار مىباشد. اينكه