1044قربانى مىكند نه گوسفند را: بامدادان نفس حيوان كرده قربان در منى ليك قربان خواص از نفس انسان ديدهاند
به گفتۀ دكتر زرين كوب در با كاروان حله تمايلات پارسايى در طى سفر مكه و تأثير زيارت روضۀ پيغمبر صلى الله عليه و آله در وى، قوت پيشتر يافت و چون به سبب غرور باطنى در دل از ستايشگرى شاهان ناخرسند بود، اين داعيۀ تازه در جانش آويخت كه از اين پس «حسان عجم» شود و مثل حسان كه ستايشگر پيغمبر بود وى نيز به مدح پيغمبر بسنده كند و از ستايش ديگران كنار جويد. خاقانى در ادامه قصيده مذكور گويد: هر كبوتر كز حريم كعبۀ جان آمده از ير پرش نامۀ توفيق پنهان ديدهاند
اما تنها وصف كعبه نيست كه در نزد خاقانى اين قدر ارج و قرب دارد، بلكه پيامبر مكرم اسلام صلى الله عليه و آله نيز در پرتو قصايد فخيم و استوارى مورد ستايش او قرار گرفته است.
آنگونه كه برخى استادانِ خاقانىشناس همچون دكتر كزازى در رخسار صبح عنوان نمودهاند، ستايش پيامبر صلى الله عليه و آله و كعبه، زمينههاى گسترده از سخن خاقانى را در بر مىگيرد، بلندترين و شيواترين ستايش در پهنۀ ادب فارسى، از آنِ اوست.
ابوالعلاء گنجوى، استاد و پدرزن خاقانى نيز از شاعران قرن ششم حوزۀ شمال غربى ايران، در قصيدهاى در فخريه و تبراى از تهمت به مدح شروان شاه منوچهر، ضمن سوگند و احترام به كتب پيامبران، كعبه، سنگ سياه (حجر الاسود) و كوه صفا، از سخن بد گويان خود را پاك و منزه مىدارد: به حق حرمت انجيل و عزت تورات