1029«خواهى كه درون حرم عشق خرامى/ در ميكده بنشين كه ره كعبه دراز است»
(فخرالدين عراقى)
«تا مگر همچون صبا باز به كوى تو رسم/ حاصلم دوش به جز نالۀ شبگير نبود»
(حافظ)
«تا شنيد از باد، پيغام وصال يار گل/ بر هوا مىافكند از خرمى دستار گل»
(وحشى بافقى)
«اى دوست گر به خانه مرا راه نمىدهى/ بگذار تا كه بوسه زنم آستانه را»
(محمدحسين بهجتى اردكانى)
«حيات سعدى آن باشد كه بر خاك درت ميرد/ درى ديگر نمىدانم مكن محروم از اين بابم»(سعدى)
وصف اماكن زيارتى
از موضوعات ديگرى كه در باب زيارت در ادبيات فارسى بدان پرداخته شده است، توصيف مكانهاى زيارتى است. سفرنامههاى ادبى از اماكن متبرك و خاطرات سفرها از جمله اين آثار هستند. شعرا هم در بسيارى از اشعار خود به توصيف صفا و مروه و صحن و گنبد و ايوان و بارگاه معصومين عليهم السلام پرداختهاند. در اغلب اين آثار، چنان معنويتى به قلب مخاطب القا مىگردد كه گويى نويسنده يا شاعر، هنگام خلق اثر، خود را جسماً يا روحاً در آن مكان مقدس يافته است و نواى دل خود را در آن فضاى روحانى، بر صفحۀ كاغذ آورده است و اين حالت هنرمند هنگام خلق اثر، در زمان بازخوانى آن نيز در جان مخاطب پديد مىآيد.
در واقع اين تفاوت بين اين گونه سفرنامهها و توصيفات با وصف ساير اماكن است، به طورى كه در اين مورد، سخن از زيبايى گنبد و بارگاه، وصف قشنگى سنگ و آينه نيست، بلكه هدف نزديكى دل است با آن دردانههاى خلقت كه بلنداى روحشان