1010فارسى به كار رفته است. زيارت كه به عنوان شاخصى روشن براى كسب فيض و دور نيفتادن از وادى رحمت است، در ادبيّات فارسى مورد توجّه شاعران و نويسندگان ايرانى قرار گرفته و آنان هدف و مقصد نهايى زيارت را لقاى الهى و قابليت ديدار، عنايت حق و راهيابى و تشرّف به محضر و كوى الهى مىدانند.
آنان زيارت مَشاهد متبرّك و قبور منوّر را به عنوان ارتباطى زنده و مؤثّر، جهت نيل به جلوههاى روحانى و معنوى و گسستن از دشمن درونى «نفس» و دشمن بيرونى «شياطين انس و جن» تلقّى مىكنند.
در اين مقاله از نوشتهها و اشعار، خواجه عبداللّٰه انصارى، ناصرخسرو، عين القضات، نجم الدين رازى، خاقانى و حافظ نمونههايى چند ذكر گرديده و ديدگاه آنان را در مورد «زيارت» مورد بررسى قرار مىدهيم.
زيارت از نظر خواجه عبداللّٰه انصارى
در راه خدا دو كعبه آمد منزل
خواجه عبداللّٰه انصارى زيارت دل را زندهترين و مؤثّرترين راه براى شناخت و ايجاد ارتباط قلبى و فكرى مىداند و دل پاك و روشن و مهذّب عارف را جلوه گاه جمال حقيقت و متجلّاى معشوق ازلى و آيينۀ تمام نماى كلّيۀ رازهاى ناگشودنى و مبهم آفرينش به شمار مىآورد و به گفتۀ ابوحامد غزّالى: «... و عجبتر آن است كه از درون دل روزنى گشاده است به ملكوت آسمان». 2
زيارت از نظر ناصرخسرو قباديانى
... در كوه چشمهاى ديدم كه گفتند هر سال چون نيمۀ شعبان بگذرد، آب جارى شود از آنجا و سه روز روان باشد و بعد از سه روز يك قطره نيايد تا سال ديگر. مردم آنجا به