64است كه ما چه هستيم.
ثالثا: عبارت «اثنى عشرى» بطريق جنبلايى يعنى چه؟ ما براى كلمۀ اثنى عشرى يك معنا بيشتر نمىشناسيم وآن اين كه وصايت و جانشينى و امامت پيامبر صلى الله عليه و آله مخصوص دوازده امام است؛ از على بن ابيطالب تا محمد ابن حسن عليهم السلام در مقابل هفت امامىها، مثل اسماعيليه و پنچ امامىها مثل كيسانيه. پس اين سؤال كه از حلقوم شما بر آمده در واقع همان است كه به قصد تفرقه اندازى و ايجاد اختلاف ميان حتى اثنى عشريان از سوى ايادى استعمار مطرح شده است و همچنانكه طرح اقنوم لاهوتى وناسوتى، چيزى است كه با كورۀ سليمانى براى القاى چنان شبههاى تأليف يافته است كه ضمن غير مسلمان معرفى كردن علويان، با نسبت دادن عقيده به اقنوم لاهوتى و ناسوتى درباره على عليه السلام به افكار و عقايد آنان رنگ مسيحيت بدهند و مبشران مسيحى از اين طريق، درهايى به روى خود گشوده ببينند.
پاسخ ما يك كلام بيش نيست وآن اين كه علويان به اقنوم لاهوتى و ناسوتى عقيده ندارند، چه درباره على عليه السلام و يا ذات بارى تعالى. و اگر تعابيرى از بعضى مشايخ مشعر بر چنان چيزى يافت شود، بايد به محكمات ارجاع داده شوند و اصولاً ما علويان از حلاج به سبب عبارتهاى تند او مشعر بر حلول، تبرّى مىجوييم.
و در اين جا از باب نمونه به دو جمله از مكزون (شيخ علويان) اشاره مىكنيم و قضاوت را به خواننده وا مىگذاريم:
«مولاى برئنا اليك ممن عبدك محدوداً و عدّك معدوداً»؛