125
«هُنٰالِكَ دَعٰا زَكَرِيّٰا رَبَّهُ قٰالَ رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعٰاءِ» 1
«اينجا، زكريا دست به دعا برداشت و گفت: پروردگارا! به من از خود فرزندى پاك روزى كن كه تو شنوندۀ دعا هستى.»
فرشتگان او را كه در محراب به عبادت و دعا ايستاده بود ندا دردادند كه خداوند تو را به وجود يحيى بشارت مىدهد. او تصديق كنندۀ كلمۀ الهى است و (ايمان آورنده به مسيح عليه السلام ) و آقا و پاكدامن و پيامبرى از صالحان و شايستگان است. 2
در سورۀ ديگر فرمود:
«يٰا زَكَرِيّٰا إِنّٰا نُبَشِّرُكَ بِغُلاٰمٍ اسْمُهُ يَحْيىٰ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَمِيًّا». 3
«اى زكريا ما تورا به ولادت پسر بچهاى بنام يحيى مژده مىدهيم و پيشتر براى او همنامى قرار نداديم...»
و در سومين سوره باز همين مضمون به صورتى ديگر آمده است:
«وَ زَكَرِيّٰا إِذْ نٰادىٰ رَبَّهُ رَبِّ لاٰ تَذَرْنِي فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوٰارِثِينَ * فَاسْتَجَبْنٰا لَهُ وَ وَهَبْنٰا لَهُ يَحْيىٰ وَ أَصْلَحْنٰا لَهُ زَوْجَهُ