101و پارسايى است. در اسلام، زاهد به كسى گفته مىشود كه از دنياگرايى شديد و محور قرار دادن امور مادى پرهيز مىكند و اگر هم اندوختهاى دارد، بر اساس چارچوبى كه دين آن را تعيين كرده است، هزينه مىكند و به ديگران نيز يارى مىرساند. حقيقت زهد و پارسايى را بايد در سيره رفتارى و كلام نورانى معصومين عليهم السلام جستوجو كرد؛ زاهدانى حقيقى كه پارسايان شب و شيران روز بودند. پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله در ترسيم گوشهاى از حقيقت زهد مىفرمايد:
اَلزُّهْدُ فِي الدُّنْيٰا قَصْرُ الْاَمَلِ وَ شُكْرُ كُلِّ نِعْمَةٍ وَ الْوَرْعُ عَنْ كُلِّ مَا حَرَّمَ اللّٰهُ. 1
زهد در دنيا، كوتاهى آرزو، به جا آوردن شكر هر نعمت و پرهيز از هر چيزى است كه خداوند آن را حرام كرده است.
زيبا سخن گفتن
به راستى كه كلام، معجزهگر است و مىتواند تأثير فراوانى بر مخاطبان خود داشته باشد. سخن زيبا، محكم، مستدل و منطقى، آدمى را ارشاد و راهنمايى مىكند و او را به راه راست نزديك مىسازد. سخن نيكو در خاندان عصمت و طهارت به روشنى ديده مىشود. آنان هرجا دلهاى مردم را براى شنيدن آماده مىديدند، به سخنرانى مىپرداختند. كوتاه سخن مىگفتند؛ زيادهگو و تناقضگو نبودند. شيرينسخنترين و شيواگوترين مردمان بودند. آوردهاند حتى بهشتيان نيز به زبان محمد صلى الله عليه و آله سخن مىگويند. آنان هيچگاه با نهايت مرتبه عقل و فهم خويش با كسى سخن نمىگفتند. به اندازه عقل و فهمشان حرف مىزدند. حتى دشمنان نيز در رويارويى با سخنان دلنشين معصومين عليهم السلام ، لب به اعتراف و اقرار مىگشودند و بر زيبايى كلامشان صحه