190
- وَ نٰادَيْنٰاهُ ...
اينجاست كه فرمود:
در اين هنگام ندا داديم كه اى ابراهيم؛ «وَ نٰادَيْنٰاهُ أَنْ يٰا إِبْرٰاهِيمُ » ، به يقين تو آنچه را در خواب - به عنوان وحى - مأموريّت يافتى: انجام دادى؛ «قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيٰا» ، ما اينگونه نيكوكاران را پاداش مىدهيم؛ «كَذٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ » .
سپس مىافزايد: اين مسلماً امتحان مهم و آشكارى است؛ «إِنَّ هٰذٰا لَهُوَ الْبَلاٰءُ الْمُبِينُ ».
آزمونى كه سختى آن بسى روشن است. بريدن سر فرزند با دست خود، آن هم فرزند صالحى كه يك عمر در انتظار او بود، كار بسيار سختى است. چگونه مىتوان دل از چنين فرزندى بركند و با نهايت تسليم و رضامندى چنين كارى را انجام داد و عجيبتر اينكه فرزند، كه خود قربانى ماجراست، با كمال تسليم، با آغوش باز به استقبال اجراى فرمان خدا تن مىدهد.
در بعضى روايات آمده است: هنگامى كه اين كار انجام شد، جبرئيل از روى تعجب صدا زد: «اَللّٰهُ أَكْبَر، اللّٰهُ أَكْبَر!» و فرزند ابراهيم صدا زد:
«لٰا الٰه الَّا اللّٰه، لٰااِلٰه الَّا اللّٰه» و ابراهيم گفت: «اَللّٰهُ أَكْبَر وَ لِلّٰهِ الْحَمْد». 1
خداوند به جاى اسماعيل، قوچى فرستاد تا ذبح كند و سنتى باشد براى آيندگان در مراسم حج، اينجاست كه مىفرمايد: