148مىشوند كه حتى با نيزه و دست مىتوانيد آنها را شكار كنيد؛ «يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَيَبْلُوَنَّكُمُ اللّٰهُ بِشَيْءٍ مِنَ الصَّيْدِ تَنٰالُهُ أَيْدِيكُمْ وَ رِمٰاحُكُمْ ...» .
اين آيه نشان مىدهد كه وجود اين همه شكار در دسترس مردمِ آنجا، امرى بىسابقه بوده و اين نوعى آزمايش الهى براى مسلمانان محسوب مىشده است؛ بهخصوص با توجه به نيازى كه آنها به تهيۀ مواد گوشتى داشتند و تحمل محروميت از چنين غذايى در آن شرايط براى مردم مىتوانست يك امتحان بزرگ بوده باشد.
در روايت آمده است: در جريان صلح حديبيه، در سال ششم هجرت، مسلمانان براى عمره احرام بسته و به سوى مكه رهسپار شدند. در ميان راه، انواع شكارها در اطراف مسلمانان رفت و آمد مىكردند و گاهى آنچنان به آنان نزديك مىشدند كه مىتوانستند با دست يا نيزۀ خود، آنها را شكار كنند؛ ولى چون در حال احرام بودند، اجازۀ شكار نداشتند، و اين آزمايش از سوى خدا بود تا معلوم گردد چه كسى از خدا فرمان مىبرد و پا روى نفس خود مىگذارد. لذا با تأكيد مىفرمايد: اين جريان براى آن بود كه افرادى كه از خدا، به دليل ايمان به غيب مىترسند، از ديگران شناخته شوند؛ يعنى با اين كه عذاب آخرت را مشاهده نمىكنند و هنوز از آنها غايب است، به آن ايمان دارند و از آن مىترسند. 1 اين آزمايش، همانند آزمايش بنىاسرائيل در ماجراى روز شنبه و صيد ماهى بود كه بهخاطر تخلف از امر خدا، به ميمون مسخ شدند، ولى مسلمانان در امتحان خود موفق شدند؛ «لِيَعْلَمَ اللّٰهُ مَنْ يَخٰافُهُ بِالْغَيْبِ » . ذيل آيه،