87
20 دلسوزى
حضرت باقر عليه السلام فرمود: مردى از پيروان رسول اكرم صلى الله عليه و آله به نام سعد بسيار مستمند بود و جزو اصحاب صفه به شمار مىرفت. وى تمام نمازهاى شبانهروزى را پشت سر پيامبر به جا مىآورد. آن جناب از تنگدستى سعد متأثر بود. روزى به او وعده داد كه اگر مالى به دستم بيايد، تو را بىنياز مىكنم.
مدتى گذشت و چيزى به دست ايشان نيامد. افسردگى پيامبر از وضع سعد بيشتر شد. در اين هنگام، جبرئيل نازل گرديد و دو درهم با خود آورد و عرض كرد: خداوند مىفرمايد ما از اندوه تو به واسطه تنگدستى سعد آگاهيم. اگر مىخواهى از اين حال خارج شود، دو درهم را به او بده و بگو خريد و فروش كند.
حضرت رسول دو درهم را گرفت. وقتى براى نماز ظهر از خانه خارج مىشد، سعد را ديد كه بر در يكى از حجرههاى مقدسه به انتظار ايشان ايستاده است. فرمود: آيا مىتوانى تجارت كنى؟ عرض كرد: سوگند به خدا كه سرمايه ندارم. پيامبر دو درهم را به او داد و فرمود: با همين سرمايه خريد و فروش كن.
سعد پول را گرفت و براى انجام فريضه در خدمت حضرت به مسجد رفت. نماز ظهر و عصر را به جا آورد و پس از پايان نماز عصر، رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: برخيز و در طلب روزى جستوجو كن. سعد بيرون رفت و شروع به معامله كرد. خداوند بركتى به او داد كه هرچه را به يك درهم مىخريد، دو درهم مىفروخت. خلاصه معاملات او هميشه سودى برابر با