86
تحقير كرده است كه - به خدا سوگند - اين دروغ محض است و اگر گويد او را گرامى داشته است، بايد بداند خداوند، ديگران را (كه زينتهاى دنيا را به آنها داده) گرامى نداشته است؛ چه اينكه دنيا را براى آنها گسترده و از نزديكترين افراد به او دريغ داشته است.
بنابراين، (كسى كه بخواهد خوشبختى واقعى پيدا كند) بايد به اين فرستاده خداوند اقتدا كند، گام در جاى گامهايش بگذارد و از هر درى كه او داخل شده است، وارد شود و اگر چنين نكند، از هلاكت ايمن نشود. 1
ابن ابى الحديد نيز در شرح قول امام على عليه السلام درباره پيامبر اسلام كه فرمود:
«لَمْ يَضَعْ حَجَراً عَلَى حَجَرٍ» مىنويسد: «رسول خدا صلى الله عليه و آله از دنيا رفت، بدون اينكه سنگى را بر سنگى نهاده باشد». 2
عمربن خطاب مىگويد: با اجازه قبلى به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيدم و آن حضرت را در حجره ( ام ابراهيم) ملاقات كردم. ديدم بر فرشى بسيار ساده آرميده كه قسمتى از بدنش روى خاك زمين و قسمتى ديگر روى فرش است. زير سرش هم متكايى از ليف خرما قرار دارد. بر او سلام كردم و در محضرش نشستم. عرض كردم: اى پيامبر خدا! تو برگزيده خداوند در ميان همه مخلوقات هستى. در حالى كه قيصر و كسرى (شاهان روم و ايران) بر فرشهاى طلا بافت و ديبا و ابريشم مىآرمند، ولى تو كه مقامت از آنها بالاتر است، چنينى؟ پيامبر در پاسخ فرمود:
آنها در عيش و نوش و بهرهمندى از لذتها و شادىها در همين دنيا شتاب كردند، در حالى كه دنيا محل گذر و ناپايدار است و بهرههاى آن نابود مىشود، ولى زندگى خوش ما براى آخرت، تأخير افتاده است و من سراى جاويد آخرت را برگزيدهام. 3