85اگر سواره بود و يك پياده مىخواست با او بيايد، مىگفت: برادر! يكى از كارها را بايد انتخاب بكنى: يا تو جلو برو تا من از پشت سرت بيايم يا من مىروم و تو بعد بيا. يا اگر هم ممكن بود كه دو نفرى سوار بشوند، مىفرمود: بيا دو نفرى با همديگر سوار مىشويم. در مجلس كه مىنشست، مىگفت: [ به شكل] حلقه بنشينيم كه مجلس ما بالا و پايين نداشته باشد. حضرت تا زنده بود، از اين اصل تجاوز نكرد و اين شيوه را براى رهبر جامعه، ضرورى و لازم مىدانست.
على عليه السلام نيز در زمان خلافت خويش، اين اصل را رعايت مىكرد؛ چون اسلام هرگز به رهبر اجازه نمىدهد كه براى خودش، جلال و جبروت قائل شود. جلال و جبروت، در معنويت، قناعت و روح فرد است، نه در جسم و تشكيلات ظاهرىاش. 1 منطق عملى پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله چنين بود: ساده و بى پيرايه، مردمى، به دور از تجمل و رفتوآمدهاى تشريفاتى. سيره نويسان دربارهاش نوشتهاند:
«كٰانَ رَسُولُ اللّٰهِ صلى الله عليه و آله خَفِيفَ الْمَؤُونة؛
پيامبر (در زندگى) كم خرج بود». 2
امام على عليه السلام مىفرمايد:
و كافى است روش پيامبر را سرمشق خويش قرار دهى. همچنين او سرمشق توست در بىارزش بودن دنيا و رسوايىها و بدىهايش؛ چه اينكه دنيا از او گرفته شده، ولى براى ديگران مهيا گرديد. 3
ايشان در بيانى ديگر مىفرمايد:
در زندگى رسول خدا صلى الله عليه و آله امورى است كه تو را به عيبهاى دنيا آگاه مىسازد، چه اينكه او و نزديكانش در آن گرسنه بودند و با اينكه مقام بزرگى در پيشگاه خداوند داشت، زينتهاى دنيا را از او دريغ داشت.
بنابراين، هركس با عقل خويش بايد بنگرد كه آيا خداوند با اين كار، پيامبرش را گرامى داشته يا به او اهانت كرده است؟ اگر كسى بگويد او را