132ايستاد. از استرش پياده شد و با اشعار حماسى، خود را حتى به كسانى كه او را نمىشناختند، معرفى كرد: «من پيامبرى بىدروغ هستم. من پسر عبدالمطلب هستم.» تاريخ نويسان نوشتهاند كه در آن روز كسى ثابت قدمتر و نزديكتر از او به دشمن نبود. 1
37 تكبر گريزى
براى مقابله با خوى استكبارى، لازم است نگاه آدمى اصلاح شود. بايد چون مستضعفان زيست تا وارسته شد. پيامآور آزادى از همه اسارتها، در اينباره به ابوذر فرمود: اى ابوذر! بيشتر كسانى كه در آتش دوزخ مىروند، مستكبرانند. فردى عرض كرد: اى رسول خدا! آيا كسى را از كبر نجات هست؟ فرمود: آرى، هر كه لباس درشت پوشد و چارپا سوار شود و بز بدوشد و با مسكينان نشيند. 2
همچنين آن حضرت خطاب به ابوذر گفت:
اى ابوذر! آنكه به بازار رود و نيازهاى خود را بخرد و خودش آن را حمل كند، از كبر دور گردد. 3 اى ابوذر! هر كه لباس خود را وصله كند و
كفش خود را پينه زند و چهره بر خاك سايد، از كبر دور شود. 4