133آن حضرت، نمونه وارستگى و خاكسارى بود. ايشان مىفرمود:
من بندهاى هستم كه بر زمين غذا مىخورم و لباس درشت مىپوشم و شتر را مىبندم و انگشتان خود را مىليسم. چون بنده مملوكى مرا دعوت كند، اجابتش مىكنم. پس هر كه سنت و روش مرا ترك كند، از من نيست. 1
آن حضرت در رفتار خود، با همه جلوههاى تكبر برخورد مىكرد. وقتى با اصحاب خود راه مىرفت، آنان را پيش مىانداخت و خود در ميان آنان راه مىرفت.
در روايت است كه آدمى وقتى كسى در عقب او راه مىرود، از خدا دور مىشود. 2
ابوسعيد خدرى روايت كرده است: آن حضرت، خود شتر را علف مىداد و آن را مىبست. خانه را مىروفت و گوسفند را مىدوشيد. نعلين خود را پينه مىكرد و جامه خود را وصله مىزد. با خدمتكار خويش غذا مىخورد و چون خادم از دستاس كردن خسته مىشد، او را يارى مىكرد. از بازار چيزى مىخريد و به دست يا به گوشه جامه خويش مىگرفت و به خانه مىآورد. با توانگر و فقير و خرد و بزرگ دست مىداد. به هر كسى از نمازگزاران كه مىرسيد - كوچك و بزرگ و سياه و سفيد و آزاد و بنده - ابتدا سلام مىكرد.
جامه خانه و بيرون او يكى بود. هر ژوليده و غبارآلوده كه او را دعوت مىكرد، از اجابت آن شرمگين نبود و آنچه را به آن دعوت مىكردند، حقير نمىشمرد؛ اگرچه به جز خرماى پوسيده چيزى نبود. صبح از براى شام چيزى نگاه نمىداشت و شام از براى صبح چيزى ذخيره نمىگذاشت. كم خرج، خوشخلق و نرمخو و كريمالطبع و نيكومعاشرت و گشادهرو بود. متبسم