131وقتى اين آيه بر پيامبر نازل شد، آن حضرت، پاسدارى اصحاب را از خود نپذيرفت؛ زيرا خداى متعال فرموده بود: «تو را از مردم حفظ مىكنم». 1
در جنگ حنين، مالك بن عوف، فرمانده سپاه دشمن بود كه افراد قبيله هوازن را براى جنگ با رسول خدا صلى الله عليه و آله تحريك كرده بود. البته وى سرانجام شكست خورد و اموال و خاندان او به عنوان غنيمت به دست مسلمانان افتاد. پس خود را به پيامبر رسانيد و تسليم شد. پيامبر براى به دست آوردن دل او، اموال و خانوادهاش را به او برگردانيد و علاوه بر آنها صد شتر نيز به او بخشيد. مالك مسلمان شد و در اسلام خويش استوار ماند و خدمات شايانى كرد. مالك در ستايش پيامبر اشعارى دارد كه ترجمه پارهاى از آنها چنين است:
من ميان مردم، كسى به پايه و عظمت محمد نديده و نشنيدهام. هنگام جود و بخشش، عطايش بسيار بود و هر وقت مصلحت مىديد، از آينده خبر مىداد. در ميدان كارزار كه جنگجويان با شدت هر چه تمامتر مشغول جنگ و شمشير زدن بودند، پيامبر مانند شير با توان و نيروى فوق العادهاى آماده حمله بود. 2
در نبرد، كسى شجاع به شمار مىآمد كه در كنار او باشد؛ زيرا در مصافها، پيامبر به دشمن نزديك بود. عثمان بن حصين مىگويد: «هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله با سپاه دشمن برخورد مىكرد، او نخستين كسى بود كه مىجنگيد.» 3 در نبرد خندق، دليرى بىنظيرى از خود نشان داد؛ زيرا هنگامى كه قبيله هوازن با تيراندازى، مسلمانان را پراكندند، او يك تنه برابر دشمن