231مىشكافيم و با بذر افشانى غذا فراهم مىكنيم». اگر منظور از طعام، «طعام ظاهرى» باشد، مراد از آب، باران و منظور از زمين و شيار و محصول آن، وسائل محصولات كشاورزى خواهد بود. ولى اگر منظور از اين طعام، «طعام معنوى» و مصداق معنويش باشد، مراد از آب، آب حيات و منظور از زمين زمينۀ حيات و زمينۀ دل خواهدبود.
پس «طعام» در قرآن كريم مصداقهاى گوناگون دارد: طعام جسم و طعام روح، در طعام جسم ديگران با ما شريكند، (كُلُوا وَ ارْعَوْا أَنْعٰامَكُمْ )، 1(مَتٰاعاً لَكُمْ وَ لِأَنْعٰامِكُمْ ). 2 ليكن طعامى كه مصداق معنوى است ما با فرشتگان در آن شريكيم، اگر براى فرشته است، ما در تغذيه آن طعام، شريك فرشتههاييم. اگر معرفت و توحيد حق، طعام معنوى است و فرشتگان از آن برخوردارند، خردمندان وعلما همسايۀ فرشتهاند. لذا در كريمۀ «شَهِدَ اللّٰهُ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ وَ الْمَلاٰئِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ » 3 علما را با فرشتگان يكجا ياد مىكند؛ يعنى در غذاى معنوى انسانهاى وارسته سهيم فرشتههايند، همان طورى كه در غذاهاى مادّى انسان با انعام شريك است.
بدين گونه به ما هشدار داده كه: در طعام بدن، كسانى كه پايينتر از شما هستند، با شما شريكند، ولى اگر عالِم شديد و عرفان پيدا كرديد، شريك فرشتگان در معارفيد، و اگر در جنگ شربت شهادت نوشيديد، شريك فرشتگان در پروازيد.
ذيل آيۀ كريمۀ: «جٰاعِلِ الْمَلاٰئِكَةِ رُسُلاً أُولِي أَجْنِحَةٍ مَثْنىٰ وَ ثُلاٰثَ وَ رُبٰاعَ ...» 4. چنين روايت شده كه: شهيد با فرشته همپرواز است، جعفر طيّار با فرشتگان همپرواز است. و عباس بن على - سلاماللّٰه عليهما - با فرشتگان