209كعبه به عنوان بنا عتيق و ارزشمند و سابقهدار و نيز به عنوان خانهاى كه تحت تملك و سلطه هيچ كس نبوده و در گسترۀ تاريخ از تطاول طاغوتيان مصون مانده و از اختصاص به شخص يا گروه يا قوم و نژاد يا دولت و حكومت آزاد بوده و هست و خواهد بود معرفى شده است:
«... وَ لْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ »
1
و «... ثُمَّ مَحِلُّهٰا إِلَى الْبَيْتِ الْعَتِيقِ » 2.
كعبه به عنوان بيت خدايى كه منزّه از حلول در مكان و مبرّاى از حصر در زمان و مقدَّس از نياز و مسبّح از حاجت به چيزى يا كسى است معرفى شده و نيز به عنوان مهمانسراى ضيوف الرحمان به دست خليلاللّٰه و ذبيحاللّٰه از لوث هر شركى تطهير شد: «وَ عَهِدْنٰا إِلىٰ إِبْرٰاهِيمَ وَ إِسْمٰاعِيلَ أَنْ طَهِّرٰا بَيْتِيَ لِلطّٰائِفِينَ وَ الْعٰاكِفِينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ» 3.
كعبه بعنوان تنها بيتى كه زيارت و طواف آن بر توانايان لازم است معرفى شد. و دربارۀ هيچ عبادت ديگر همانند عبادت حج تعبير به «لِلّٰهِ عَلَى النّٰاسِ » نشده است؛ يعنى دربارۀ نماز نيامده است كه «لله على الناس الصلاة » و همچنين درباره زكات و نظاير آن، ولى اين تعبير در خصوص حج آمده است كه:
«وَ لِلّٰهِ عَلَى النّٰاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً»
4
.
كعبه به عنوان بيتى كه زائران او از احترام خاص برخور دارند و سهمى از حرمت معنوى مىبرند و هتك حرمت آنها به منزله «اِحلال ساير حرمتهاست» ياد شده است:
«يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تُحِلُّوا شَعٰائِرَ اللّٰهِ وَ لاَ الشَّهْرَ الْحَرٰامَ وَ لاَ الْهَدْيَ وَ لاَ الْقَلاٰئِدَ وَ لاَ آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرٰامَ »
5
.