210كعبه و مسجدالحرام به عنوان «جاى امن براى شهرى و روستايى، متمدن و صحرانشين، دور و نزديك، كه همه بايد همسان و همتاى هم از آن بهرهمند شوند» معرفى شد: «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللّٰهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ الَّذِي جَعَلْنٰاهُ لِلنّٰاسِ سَوٰاءً الْعٰاكِفُ فِيهِ وَ الْبٰادِ...» 1.
كعبه و مسجدالحرام به عنوان مركز قداست و حرمت كه ارادۀ ستمگرانه در آن، مايۀ عذاب الهى خواهد بود ياد شده است:
«... وَ مَنْ يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحٰادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذٰابٍ أَلِيمٍ »
2
.
جايگاه كعبه به عنوان «اولين پناهگاه و محل سكونت فرزندان خليل الرحمان» ياد شده است: «رَبَّنٰا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوٰادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ ...» 3.
اطراف كعبه نه تنها مزروع نبود، بلكه غير قابل زراعت و كشاورزى بود. لذا از آن محدوده به عنوان غير ذى زرع ياد شده است، كه «غَيْرِ ذِي زَرْعٍ » با عنوان «لم يزرع » تفاوت بسيار دارد و حضرت خليل (ع) در اينباره دو درخواست داشت: يكى آنكه «آن منطقۀ غير ذىزرع آباد شود». دوم آنكه «مأمنى گردد كه همگان در آن احساس آرامش كنند».
خداوند به هر دو درخواست خليل خويش(ع)پاسخ مثبت داد؛ يعنى اولاً آنجا را بلد و شهرِ آباد ساخت. ثانياً حكم امنيت تشريعى آن را صادر كرد: «وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هٰذٰا بَلَداً آمِناً...» 4.
در اين آيه كلمه «بلد» بدون الف و لام است، زيرا هنوز آن منطقه شهر معمور نشده بود.
ليكن در آيۀ كريمۀ «وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً...» 5. كلمۀ «البلد» با الف و لام ذكر شد است؛ زيرا چون