198
«يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَ لاٰ تَتَّبِعُوا خُطُوٰاتِ الشَّيْطٰانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ »
1
.
يعنى با هم اسلام را بپذيريد و در پرتو وحى الهى، زندگى مسالمتآميزى را داشته باشيد و از اختلاف و تشتت كه همانا پيروى از گامهاى شيطان است پرهيز كنيد، چون او دشمن آشكار شماست و بارزترين مظهر عداوت او، ايجاد فتنه و آشوب و اختلاف و تفرقه مىباشد. و چون تودۀ مردم، تابع دانشمندان و صاحبنظرانند، اگر آنان هماهنگ و همسو باشند شكافى در متن جامعه پديد نمىآيد، و اگر - معاذاللّٰه - كينهتوز و تشتّت طلب باشند اميدى به اصلاح جامعه نيست و هرگز طعم گواراى وحدت به ذائقه اين جوامع پيرو و محروم نمىرسد و بوى صفا و وفا به مشام آنها نخواهد رسيد. لذا قرآن كريم علما و دانشمندان را پيش از ديگران و بيش از آنان، سفارش به اتحاد مىكند و خطر اختلاف را - كه از دنيا دوستى نشأت مىگيرد - به آنها هشدار مىدهد و آنان را از عذاب روزى مىترساند كه در آن روز برخى از چهرهها دگرگون مىگردد. 2
گرچه اختلاف نظر را - كه زمينه دستيابى به هدف مشترك است - همانند اختلاف دو كفه ترازو، كه براى هماهنگى وزن و موزون تلاش مىنمايند، لازم و سودمند مىداند، ولى اختلاف بعد از علم و روشن شدن واقع را كه غرضى جز نيل به هدف پليد نفسانى در آن نيست زيانبار دانسته و علما و دانشمندان را مسؤول آن اعلام كرده و منشأ تفرقه - بعد از علم و آگاهى به حق - را ظلم و تعدى مىداند:
«وَ مَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَتْهُمُ الْبَيِّنٰاتُ بَغْياً