199
بَيْنَهُمْ » 1.
«وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتٰابَ إِلاّٰ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ »
2
.
«وَ مٰا تَفَرَّقُوا إِلاّٰ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ »
3
.
«فَمَا اخْتَلَفُوا إِلاّٰ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ »
4
.
و بغى و تجاوز هرگز در محدوده قوانين الهى و نسبت به احكام اسلامى، مخصوصاً دربارۀ تعيين سرنوشت سعادت و شقاوت جوامع بشرى، وسيلۀ نيل به كمال نخواهد بود، بلكه زيان آن دامنگير باغيان و متعدّيان خواهد شد (وَ لاٰ يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلاّٰ بِأَهْلِهِ ) 5.
محورهاى اصيل وحدت انسانها در اسلام
انسان كه داراى فطرت توحيدى مشترك با ديگران است و به دين جهانشمول دعوت شده است، وقتى توان شكوفايى فطرت مشترك و دستيابى به مزاياى دين جهانى مشترك را داراست كه داراى محورهاى اصيل و پايدار وحدت بخش باشد تا در پرتو آن اختران پرفروغ، با همنوعان خود هماهنگ شود. لذا خداى سبحان قرآن كريم را كتاب همگان و محور فكرى و عملى جهانيان اعلام نمود و حضرت رسول اكرم(ص)را براى عينيت بخشيدن به احكام قرآن به عنوان اسوه و رهبر عمومى و جهانى معرفى كرد و كعبه مقدسه را براى گردهمايى سراسر جهان اسلام، قبله و مطاف عالميان دانست، تا مسلمين جهان با داشتن اين محورهاى اصيل وحدت بخش با يكديگر آشنا و متّحد گردند كه بطور خلاصه دربارۀ جهانى بودن اين محورها مخصوصاً كعبه معظّمه و قداست