106صدا زياد است.
حج حقيقت انسان را مىسازد
حج، سرّى دارد كه صور نفسانى آن، حقيقت انسان را تأمين مىكند.
در جاى ديگر گفته شد كه مسأله حركت جوهرى و جسمانيّةالحدوث و روحانيةالبقاء بودن روح كه دو مسأله فلسفى و نظرى است در مسأله اخلاق، خيلى از تحولها را به همراه دارد؛ يعنى اين دو مطلب، بسيارى از مبانى اخلاق را دگرگون مىكند. غرض آنكه اگر كسى حاجى واقعى بود، حج هم يك واقعيتى است. «صورت» واقعى حج، «سيرت» حاجى و زائر مىشود و حقيقت او را مىسازد.
حقيقت هر كسى را عقايد، اخلاق، اعمال و نيات او مىسازد. حج، انسان ساز است. و اگر كسى حاجى راستين نبود انسان واقعى نيست. ساير دستورات دينى نيز اين چنين است، نماز، روزه و عبادتهاى ديگر، انسان سازند. و اگر كسى به حقيقت نماز و سرّ روزه راه نيافت از انسانيت سهمى ندارد. صورتش صورت انسان است ولى سيرتش سيرت حيوان. همان كه در نهجالبلاغه آمده است. حضرت امير - سلاماللّٰه عليه - طبق اين نقل فرمود:
«فالصّورةُ صورةُ انسانٍ و القَلبُ قَلبُ حيوان». قلب يعنى حقيقت آدمى. آن لطيفۀ الهى، آن روح. فرمود: روح، روح حيوانى است اما در بدن انسان؛ يعنى قيافه قيافۀ آدم است ولى حقيقت حقيقت حيوان. آنچه كه حقيقت انسان را تأمين مىكند، يا به صورت انسانيت، يا به صورت حيوانيت، همان عقايد، اخلاق و اعمال است.
حج سرّى دارد كه سريرۀ انسان با سرّ حج هماهنگ است و ساخته