241حضرت سليمان(عليهالسّلام) هديه را قبول نكرد و دعوت خود را همراه با تهديد تكرار نمود.
بلقيس تصميم گرفت تا خود، براى ملاقات و پذيرفتن دعوت به درگاه سليمان(عليهالسّلام) بار يابد.
حضرت سليمان(عليهالسّلام) به حاضران گفت: «كدام يك از شما مىتواند، قبل از ورود آن زن، تاج و تخت او را از سرزمين سبأ در اينجا حاضر كند؟» يكى كه بهرۀ كمى از علم (مراد علم مخصوصى است) داشت، گفت: «قبل از بلند شدنت از مجلس و متفرق شدن حضار، من با نيروى فوقالعادهاى كه كسب كردهام، بطور معجزهآسايى، تخت او را حاضر مىكنم».
ديگرى گفت: «من قبل از آن كه چشم به هم بزنى، اين عمل را انجام مىدهم».
به هر حال، مطلبى را كه قرآن با كمال روشنى بيان مىكند، آن است كه اين پيامبر بزرگوار(عليهالسّلام) از اطرافيان خود تقاضاى كار فوقالعاده كرد و هرگز احدى اين تقاضا را شرك نپنداشته است 1، كسانى كه قادر بر انجام اينگونه اعمال مهم بودند، شاگردان و هواداران حضرت سليمان(عليهالسّلام) بودند و به قول قرآن «عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتٰابِ »، نزد آنان گوشهاى از علوم كتاب بود.
اكنون، ما بر مزار كسانى هستيم كه به جاى (علم منالكتاب)، (علمالكتاب)؛ يعنى، تمام علم كتاب را دارند. بر مزار كسانى هستيم كه پيامبر اكرم(صلّى اللّٰه عليه و آله) شهادت و گواهى آنان را همراه گواهى