127و فرزند، شريك و شاگرد، ترا منحرف كرد، در اينجا ديگر هيچ عاملى براى انحراف تو نيست. ميزبان، ترا در بيابانى آورده كه خاكش از اشك اولياى خدا، در طول تاريخ تر شده است، در فضايى قرار داده كه فريادها و نالههاى مردان خدا، در آن ضبط شده است، همسايهات امام عصر، فرش تو زمين، گفتنىها مناجاتها، شنيدنىها نالۀ حجّاج، ديدنىها كفنپوشان مخلص!، آنچه برما است حضور در اين مهمانسرا و آنچه از خدا است سعادت دنيا و آخرت است.
لذتى دارد كه قابل گفتن و نوشتن نيست، سوز و شورى برخاسته از علم و اخلاص لازم است. ديده ازاشك ودل از داغ و لبازآه پر است عشق در هر گذرى رنگ دگر مىريزد
عجبا! اگر خداوند به قطعه زمينى نظر كند، اينقدر با بركت مىشود كه هر سال، صدها هزار نفر را از گناه پاك مىكند و جاذبهاى پيدا مىكند كه هيچ كاخى ندارد.
اگر به زمان نظر كند، شب عرفه و شب عيد قربان و ليلةالقدر مىشود، اگر به تار عنكبوت نظر كند، محافظ رسول خدا(صلّى اللّٰه عليه و آله) در غار مىشود، اگر به يتيم بىبضاعتى نظر كند، محمّد مصطفى(صلّى اللّٰه عليه و آله) مىشود! و اگر به دعايى نظر كند دعاى ابراهيم(عليهالسّلام) مىشود كه اين همه شكوه مكه به خاطر استجابت دعاى او است.
شب را تا طلوع آفتاب در مشعر مىمانيم، شب عيد قربان و در سرزمين شعور و شعار، در زمينى كنار مكه، همراه با صدها هزار انسان