99است، مىنويسد: «ادبيات در دلها اثر مىگذاشت و مهر و گرايش مردم را به اين يا آن دسته جلب مىكرد. شاعران و سخنوران به منزلۀ روزنامههاى آن عصر بودند كه هر يك جهت گيرى سياسى ويژهاى را مطرح مىساخت و از آن دفاع مىكرد و با زبانى مؤثّر و شيوهاى رسا، دلايلى بر حقانيّت گرايش سياسى خود اقامه مىنمود و دلايل رقباى خود را مردود مىساخت... . شاعرانِ هواخواه علويان در قصايد خود كه غالباً سرشار از نوعى عاطفۀ شورانگيز ناشى از احساس مظلوميت است، اين استدلالها را ردّ كرده، استدلالهاى ديگرى و گاه از نوع همانها بر حقانيّت ادّعاى ائمۀ شيعه ارائه مىنمودند...». 1
شعراى حقگرا و عدالتخواه و مكتبى شيعه در دفاع از اهلبيت و بيان مظلوميت شيعه و احياى ياد و فضايل ائمه و شهداى كربلا و اولياى دين، با استفاده از اين سلاح مؤثّر، خدمات ارزندهاى بهحق نمودند و مردانه و قهرمانانه، از جبهۀ علويان دفاع كرده و با دشمن ستيز كردند.
سرودههاى موضعدار اينگونه شاعران در آن عصر، آنچه كه به اهلبيت مربوط مىشد، عمدتاً دو محور اساسى داشت:
1- مدايح
2- مراثى
در مدايح، فضايل ائمه(عليهم السلام) مطرح مىشد و در مراثى، سوگ و رثاى شهداى مظلوم خاندان پيامبر عنوان مىگرديد و روشن بود كه جهتگيرى اين مرثيههاى سوزناك و بيان شهادتها - چه به صراحت چه با كنايه - متوجۀ خلفا و واليان وابسته به قدرتهاى مسلط بود كه شهيدان، كشتۀ كينه و عداوتِ آنها بودند.
ستايش و مدحى هم كه در قالب شعر، از امامان شيعه و اولياى دين و عترت پيامبر مىشد صرفاً مدّاحى و تملّق و ثناگويى نبود، چرا كه اينگونه مدحهاى تملّقآميز، معمولاً براى خودشيرينى و كسب زر و سيم و رسيدن به دنيا و دينار بود و نه شاعران شيعه اهل اين كار بودند و نه چنين سرودههايى مورد حمايت ائمه بود.