100انگيزه و هدف و سبك كار و محتواى آن اشعار با آنچه در دربارهاى سلاطين و خلفا و امراء مرسوم و متداول بود فرق مىكرد.
استاد محمدرضا حكيمى در اينباره مىنويسد:
«...شاعرانِ سلف اسلام كه در دامان اين تعاليم، تربيت يافته بودند، هرگز بهسوى مدحگويى - به معناى متعارف - نمىگراييدند و آن را مذموم مىدانستند و از نظر شرع، منهىّ. بعدها بيشترِ شاعرانِ مذهبى، بهويژه در زبان پارسى از اصالت كار دور ماندند و در مدايح دينى نيز غرضِ اصلى را رها كردند. بارى، در شعر مذهبى نظر كلى بر نشر مبادى دين بود و احياى حقايق ايمان و زنده كردن دلها و جانها و جارى ساختن خون حماسه و تعهّد در رگها و پىها. از اينرو شاعران بزرگ شيعه هميشه براى حكومتهاى فاسد، خطرى بزرگ محسوب مىشدند. زيرا آنان در خلال مدح آلمحمد9 حقايق دين و صفات لازم حاكم دينى را ياد مىكردند و با ذكر صفات اسلامى امامان و مقايسه و تحقير زمامداران، دلها را به حق و حكومت حق توجه مىدادند...». 1
اين شيوه و پيمودن اين راه، الهام گرفته از رهنمودهاى خود ائمه(عليهم السلام) بود و آن حضرات، هم با صراحت، مشوّق و فراخوانندۀ صاحبان اين هنر به دفاع از حق و فضيلت بودند و هم رفتار و سيرۀ عملى آنان در زندگى، مؤيّد اينگونه شاعران بود. ائمۀ شيعه، لفظاً و عملاً، با صراحت و كنايه، مدافع شاعران متعهد و مديحهسرايان متّقى و مرثيهخوانان حقشعار بودند.
امامجواد(ع) به «عبدالله بن صلت» نوشت كه: در سوگ من و پدرم (حضرترضا(ع)) مرثيه بسراى. 2
امامرضا(ع) فرموده است:
«ما قال فينا مؤمنٌ شِعراً يَمْدحُنا به إِلاّ بَنَى الله له فى الجنةِ أَوسعَ مِنَ الدّنيا سَبْعَ مَرّاتٍ». 3