98عبداللهِ بن هُمام سلولى، ابوالعبّاس اعمى، مسكين دارمى، اخطل، عدىّ بن رقاع و... است كه در تمجيد و ستايش و تملّق خاندان اموى و درباريان شام و مروانيان، معاويهها، مروانها، وليدها و... شعر مىسرودند و به دريافت درهم و دينار و كيسههاى زر و جامههاى گران و خلعتهاى ويژه نايل مىشدند.
در مقابل، شاعران مكتبى و پروردگان دامن اسلام و پيروان صديق حق نيز، با شمشير شعر به ميدان مىآمدند و در عرصۀ ادب و بيان و حوزۀ كلام و بلاغت و شعر، علاوه بر آنكه مظالم و خلافها و فسادهاى دشمن را افشا مىكردند، به تمجيد و ستايش حق و راستى و عدل و كمال و علم و فضل، كه در وجود ائمه و در خطّ اهلبيت تجلّى داشت مىپرداختند. از اينرو مىبينيم كسانى همچون «فرزدق»، «عوف بن عبدالله»، «كميت»، «عبدالله بن كثير»، «دعبل» و... با زيباترين و مؤثّرترين وجهى، مفاخر و فضايل و صفات والاى ائمه را در قالب شعر بيان مىكردند و با جانسوزترين تعبيرات و مهيّجترين شكل، مظلوميت «آلعلى» و شهيدان راه حق و كشتگان وادى عشق در كربلا و... را ترسيم مىكردند.
در آن روزگار، شاعران متعهد شيعه، سنگرداران پرشور و مبارزان نستوه ميدانِ قلم و بيان به حساب مىآمدند و جهادشان مورد حمايت و توجه ائمه بود و نقش تبليغى كارشان در حدّى بسيار بالا بود. جايگاه شعر، حساس بود و پايگاه شاعر جبهۀ حق، در قلبِ حق طلبان و باطل ستيزان، و به همين جهت هم اين گونه چهرهها معمولاً تحت تعقيب قدرتهاى حاكم بودند.
به بيانِ حضرت آيةالله خامنهاى در اين زمينه توجه كنيد:
«...با توجه به پايگاه بلندِ «شعر مسلكى» در قرنهاى اول و دوم هجرى و يادآورى اين نكته كه شاعرِ متعهد به يك مسلك، برجستهترين و مؤثرترين نقش را در ترويج گرايشهاى مسلك خود و تبيين هدفها و شعارهاى آن به كار مىبرده است، طبيعى مىنمايد كه حساب ويژهاى براى اظهارات و سرودههاى شاعران وابسته به جناحهاى سياسى در نظر گرفته آيد. نويسندۀ كتابِ «العباسيون الأوائل» به درستى نقش حسّاس و تعيين كنندۀ ادبيات را در قرنهاى 1 و 2 كه روزگار شكوفايى شعر و خطابۀ عربى است در كتاب خود باز نموده