97
مدايح و مراثى
نقش شعر و مرثيه و به كار گيرى اين سلاح مؤثر در عصرِ «نتوانستن»ها، ابعاد ديگرى از مسألۀ احياى خطّ ائمه را داراست كه در نهايت، به مسألۀ «زيارت»، پيوند مىخورد.
«شعر» كه از جوهرۀ تخيّل قوى و ترسيم زنده و تصوير جاندار، نسبت به آنچه در دل و جان مىگذرد برخوردار است، رساتر و نافذتر و ماندگارتر است.
ارزش شعر خوب و متعهد، وقتى روشنتر مىشود كه به تأثيرات منفى شعرِ هجو و لغو و فاسد توجه كنيم.
سود و تأثير شعرِ حق، وقتى معلوم مىشود كه به تباهگرى سرودههاى منفى و اشعار ويرانگر و قالبهاى ادبىِ در استخدام كفر و ستم و گناه دقت شود.
در هر صورت، هر دو، سلاح است، يكى با حق، يكى بر حق و هر دو شمشير است، يكى بر فرق باطل، ديگرى بر چهرۀ حق.
و شعر بد و منفى و ضدّ ارزش را جز با شعر خوب و پرمحتوا و آرمانگرا و حقگوى نمىتوان پاسخ گفت.
اگر شعرهاى لغو و مبتذل و در خدمت فساد و طغيان، «سيئه» باشد، شعر خوب و استوار و زيبا در دفاع از حق، «حسنه» است و «سيئاتِ شعرى» را بايد با «حسناتِ شعرى و هنرى» از ميدان به در برد.
باز مىگرديم به بيان نقش شعر در عصر امامان شيعه كه براى مبارزه با خفقانِ اموى و عباسى است.
دربارهاى خلافت، هم براى توجيه شرعى خلافت و حاكميت خويش، هم براى تبليغ به نفع كارها و هموار كردن راه براى اقداماتِ خودكامۀشان و هم براى از صحنه بيرون كردن رقبا و دشمنان و مخالفان، از شاعران استفاده مىكردند.
شعراى وابسته به دربار، در دفاع و تبليغ و حمايت و ستايش از حكومت امويان و عباسيان، شعر مىگفتند و پول مىگرفتند. نمونههاى آنان: كعب بن جُعيل، متوكّل ليثى،