96بهترين مردم پس از ما، كسانى هستند كه كار و امر ما را يادآورى مىكنند و به ياد ما بر مىگردند». 1
اين امر، همان چيزى است كه مقوّم و ريشه و مبناى «اهلبيت» بودن آنان است، يعنى آن علم، عصمت، ولايت، تقوا و قرب به خدا، لزوم اطاعت مردم از آنان، حجّت بودنِ سخن و عمل آنان، لزوم اعتقاد به امامتشان و...
علامۀ مجلسى در تفسير واژۀ «امر» مىنويسد:
«مراد از امر ائمه، امامت و دلايل امامت ائمه و فضيلتها و صفات آنان است، و نيز، نقل اخبار و نشر آثارشان و بحث و يادآورىِ علومشان و احياى دانشهايشان از طريق عنايت و توجه و نوشتن و نقل كردن، به شكلى كه مانع از كهنه و فراموش شدن و فرسودگى معارف آنان گردد و مايۀ حفظ آن شود». 2
روى اين اصل، تشكيل جلساتِ ذكر و حديثخوانى و نقل معارف اهلبيت، باعث زنده ماندن فكر و فرهنگ سازندۀ شيعى بود و علىرغم سياستهاى خلفا در جهت بستن درب خانۀ معصومين: و تعطيل كردن مكتب انسانپرور و آگاهىبخش آنان و تلاش در جهت منزوى ساختن و به فراموشى سپردن اين جريان حق، خورشيد پر فروغ شخصيت علمى و اخلاقىشان همچنان مىدرخشيد و جاذبۀ قوى و نيرومندِ معنوى و ارزشهاى متعالىشان، دلها و جانها و انديشهها را در تسخير خود داشت و امامان، حاكمان بلا منازعِ دلها بودند.
ذكرها و يادها، نوعى مبارزه بود. جلساتِانس و ديدار، وسيلهاى براى الهامگيرى و يافتن محورهاى وحدتِ مكتبى بود.
حلقات نقل احاديث ائمه، مايۀ انسجام فكرى و پيوندهاى عقيدتى بود.
رفت و آمدها و ديد و بازديد شيعيان، شبكۀ مواصلاتىِ آنان و تقويتكنندۀ روح جمعى و تعاون و رشتههاى عاطفى هواداران خطّ امامت بهحساب مىآمد.