201زيارتهاى معمولى، نشان دهندۀ تأثير اجتماعى «زيارت»، و ميزانِ عشق و فداكارى «زائر» است.
«ابنبُكير»، به امامصادق(ع) عرض مىكند:
قلبم، مرا به زيارت قبر پدرت سيد الشهدا مىكشد (دلم هواى كربلا مىكند) و هنگامى كه از خانه و ديار خود، به قصد زيارت بيرون مىروم، دلم همواره خائف و هراسان و ترسان است، تا از زيارت، برگردم. و اين به خاطر ترس از حكومت و جاسوسان گزارشگر و مأموران نگهبانِ اوست.
امام، در پاسخ او مىگويد:
«اى ابنبُكير! آيا نمىخواهى و دوست ندارى كه خداوند، در راه ما، تو را ترسان ببيند؟ آيا نمىدانى هركس كه به خاطر خوف ما و همراه با ترس ما ترسان شود، خداوند او را در سايۀ عرشِ خويش قرار مىدهد؟ و با حسين(ع) همسخن خواهد شد و در روز قيامت، كه روز ترس و گرفتارى بزرگ است، خداوند، او را ايمن خواهد ساخت و قلبش آرام خواهد بود؟!...». 1
در حديثى هم، «زراره» از امامباقر(ع) مىپرسد:
- نظرتان دربارۀ كسى كه خائفانه پدرتان را زيارت كند چيست؟
امام جواب مىدهد:
- خداوند او را در روز گرفتارى و شدّت بزرگ - قيامت - ايمن مىگرداند و فرشتگان، او را با بشارت، مىپذيرند و با بشارت برخورد مىكنند». 2
«محمد بن مسلم» - كه از اصحاب بزرگ امامباقر و امامصادق است مىگويد:
امامصادق(ع) از من پرسيد كه: آيا به زيارت قبر حسين(ع) مىروى؟
گفتم: آرى، همراه با ترس و هراس و دلهره.