186در آيۀ قرآن، اشارهاى است به كسانى كه فضيلت يافتگان از سوى خداوندند و مورد حسادت برخى تنگنظران قرار مىگيرند:
أَمْ يَحْسُدُونَ النّٰاسَ عَلىٰ مٰا آتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ . 1
طبق نوشتۀ بعضى از تفاسير، اشاره به پيامبر و آل اوست. در حديثى امامصادق(ع) در ذيل آيۀ فوق، فرموده است:
«ماييم آن مورد حسد قرار گرفتگان كه خداوند در كتابش فرموده است...». 2
تا وقتى كه در جامعه، چهرههايى همچون امامان و اهلبيتِ پاك پيامبر باشند و مطرح گردند، چه در حال حيات و چه پس از شهادت، آيا جايى براى معاويهها و يزيدها و مروانها باقى مىماند؟... هرگز!
پس طبيعى است كه معاويه، با على و آلعلى دربيفتد و آتش حسد و كينه، او را آنگونه به مخالفت و دشمنى و خصومت وادارد.
تلاشهاى معاويه جهت كوبيدن خطّ على(ع) و به انزوا كشاندن و دور كردن اهلبيت از صحنه و هتك حرمت و حيثيّت و ترور شخصيت آنان، از راههاى گوناگون انجام مىشد و معاويه از هر وسيلهاى جهت رسيدن به اين هدف شوم استفاده مىكرد. روشهايى همچون:
1- استخدام وعّاظ و گويندگان به نفع سياستهاى خود.
2- استخدام مراكز فرهنگى و آموزشى و تريبونهاى تبليغى در مسير تغديۀ فكرى مردم به نفع رژيم اموى و ساختنِ نسلى دشمن اهلبيت.
3- جعل حديثهايى به نفع امويان و در جهت كاستن موقعيت اهلبيت، از راه به كارگيرى و استفاده از خبرسازان و بازرگانان حديث و جاعلين رواياتِ فضيلت و منقبت.
او مىخواست با افروختن شمعهاى كوچك - آن هم به دروغ و تزوير - از عظمت و درخشش و تابندگى خورشيد بكاهد. ولى مگر مىشد و مىشود؟ مگر چراغ ايزدى