118آرى... و بسى خاطره از جاى دگر... شخص دگر.
كجاى «حج» را مىتوان يافت كه نشان از كسى، حادثهاى، خاطرهاى نداشته باشد؟
كدام عمل حج است كه منقطع از ريشهاى در تاريخ باشد؟
زيارت حج، برداشتن گام بلندى است بر فراز چندين هزار سال، و شنيدن تاريخ زمان ابراهيم است در امروز، و ديدن آثار هزارههاى ايمان و اعتقاد و عشق و ايثار است، در ميان اين همه آثار رنگارنگ و ثابت و متغير و جديد و قديم... .
حج، يادآور تنها تاريخ اسلام و حتى تاريخ حضرتابراهيم نيست، بلكه با تاريخ و سرگذشت همۀ انبياى توحيدى و كل بشريت، گره خورده است و پيوند دارد.
در حج، فقط يك منطقۀ جغرافيايى زيارت نمىشود، بلكه يك فرهنگ تاريخ پيش روى زائر است.
حج، يافتن تاريخ در جغرافى است،
حج، تاريخ مجسم و عينيت يافته است،
حج، تجسّم تاريخ توحيد است.
زيارت اين ميعادگاه، مرورى است بر يك تاريخ كهن و سرشار از معرفت و فرهنگ و تعاليم، ليكن، اين احياى خاطرات اين ديار و اين مرور آموزنده و سير پربار، براى كسى است كه با جزئيات تاريخ و حوادث و خاطرههاى نهفته در سنگسنگ اين شهر و گوشهگوشۀ اين منطقه، آشنا باشد. وگرنه، براى ناآشنا و بىخبر از آنچه بر اين سرزمين گذشته است، با ديگر جاها تفاوتى نخواهد داشت. آنچه شورآفرين و احساس برانگيز است، دانستن رخدادها و خاطرههاست.
الهام گرفتن از زيارت حج و احياى خاطرات مقدس و بزرگ اين سرزمين و شهر، ضرورتاً مبتنى بر شناخت تاريخ است. هر اندازه كه با تاريخ بشرى و تاريخ اديان توحيدى و انبياى الهى و بهخصوص با تاريخ اسلام و حيات پيامبر(ص) بيشتر آشنا باشيم، حج برايمان پرمعنىتر و گيراتر و خاطرهانگيزتر خواهد بود.