98تأمين طهارت كعبه در آغاز به حضرتابراهيم(ع) به عنوان مسؤول اصلى تأسيس آن ارجاع شد: طَهِّرْ بَيْتِيَ و در مرجلۀ بقا به حضرتابراهيم و اسماعيل واگذار شد: طَهِّرٰا بَيْتِيَ . سرّ دستور تطهير قبل از وجود و راز افراد خطاب و نيز سرّ دستور تطهير بعد از وجود و راز تثنيۀ خطابْ اين است كه، طهارت، پايۀ كعبه است و وجود پايه، هم در حال حدوث بنا و هم در مرحلۀ بقاى آن ضرورى است و هرگز بنا بدون پايه بهوجود نمىآيد يا اگر پايه ويران شد بنا باقى نمىماند.
حذف متعلق اوامر ياد شده نشان عموم است. يعنى بايد حريم كعبه از درون و بيرون و فضاى حرم آن، كه پيوسته و وابستۀ به آن است، از هر رجس و رجز باطنى يا ظاهرى، خواه فقهى يا طبّى، پاك شود.
با اين ميثاق الهى بر طهارت، اولاً، تنها پاكانْ شايسته و عهدهدار ادارۀ كعبهاند: وَ مٰا كٰانُوا أَوْلِيٰاءَهُ إِنْ أَوْلِيٰاؤُهُ إِلاَّ الْمُتَّقُونَ 1و مشركان بر اساس الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ 2حق ورود به حرم امن آن را ندارد. ثانياً، هيچ مجالى براى پليدى و آلودگىِ شرك و مشرك، و زشتى و لوث بت و روث بتپرستى باقى نمىماند. از همينرو نخستين اقدام اسلام پس از پيروزى بر الحاد و بتپرستى، تطهير كعبه به دستور رسولاكرم(ص) به دست اميرمؤمنان على بن ابىطالب(ع) از لوث بتها و آلودگى و ثنيت بود. بنابراين، اگر بعد از حضرت خليل و ذبيح كعبه به دست صناديد جاهلى مجدّداً بتكده شد، به دست تواناى نبوى¦ و بازوى قدرتمند علوى(ع) دوباره تطهير شد و اگر زمانى به رجسِ تحجّر و رجزِ تَعضيۀ دين 3 با شعار مسموم «حسبنا كتابالله» ملوّث شد، با حضور مردم متدين و متعهد و منتظر واقعى فرج اهلبيت نبوت(عليهم السلام) تنزيه خواهد شد.
همانگونه كه قرآنكريم در كتابى است مكنون كه جز پاكان بر ظاهر و باطن آن دست